مخصوص نيست بشنونده ء آنها بلكه بر خواننده ء آنها نيز واجبست ونيز مخصوص نيست بشنونده ء آنها بطريق تذكير ووعظ بلكه بر مطلق شنونده ء آنها واجب است خواه بطريق تذكير ووعظ خوانده شده باشند وخواه بطريق ديگر .
پس آيت مذكوره دلالت كند بر وجوب سجده ء تلاوت بر خواننده وشنونده و هر يك از آيات مذكوره مطلقا به معونت اجماع ومؤيد اجماع است آن كه روايت كرده اند از امير المؤمنين عليه السّلام كه فرموده ( عزايم السجود اربع ) يعنى سوره هاى عزايم كه واجبست سجده ء تلاوت در بعض آيات آنها چهار است .
و آن كه روايت كرده اند از امام صادق عليه السّلام كه گفت : اذا قرئ شيء من العزائم الاربع فسمعتها فاسجد وان كنت على غير وضوء وان كنت جنبا وان كانت المرأة لا تصلى و ساير القرآن أنت فيه بالخيار
هامش
علامه ء حلى ره در كتاب تذكرة الفقهاء اشاره فرموده است ( طريق استدلال ) اينست كه خداوند پس از ذكر چند آياتى كه دلالت بر وجود ذات پاك خداوندى مىكند و پس از نهى از سجده به آفتاب و ماه امر فرموده به سجده بذات خود با توصيف ذات ذو الجلالش به اين كه آفريننده ء آفتاب و ماه است و از اين انتظام مستفاد مىشود كه سزاوار است در موقع تغيير در نظام شمسى بايد سجده به خدا كرد براى كرنش به مدبر عالم و از جهت دلالت بر وجود بارى تعالى وقدرت كامله ء آن ذات پاكيزه لازم است براى خضوع وكرنش سجده بر او ولفظ سجده هر چند شامل بر مطلق خضوع است الا اين كه عمل حضرت رسول ( ص ) در موقع كسوف وخسوف با خواندن آيه ء مذكوره درست توضيح مىكند كه مراد از امر به سجده همانا نماز آيت است نه سجده ء تلاوة فقط و نه مطلق تعظيم خصوصا به ملاحظه ء اعمال و روش آفتاب و ماه پرستان كه در موقع كسوف وخسوف سجده به آفتاب و ماه كردند از اينست كه قرآن پس از نهى از سجده به آنها امر به سجده بذات خود فرموده به جهت رؤيت آيات الهى كه واضحترين دليلند بر وجود مدبر حكيم در عالم خصوصا در نظام شمسى اينست آن چه بنظرم در اين باب رسيده است الحمد للَّه على ما وفقنا من فهم آياته و صلى الله على محمد وآله الطاهرين .