جمعه بود در حالتى كه پيغمبر صلَّى الله عليه وآله وسلَّم بر منبر خطبه مىخواند پس جمعى كه آنجا حاضر بودند آن حضرت را گذاشتند و بيرون رفتند از مسجد به جانب دحية الكلبي ونماند در مسجد نزد پيغمبر صلَّى الله عليه وآله وسلَّم مگر دوازده كس .
و در روايت ديگر هشت كس و در روايتى ديگر يازده كس پس گفت رسول خداى تعالى كه اگر اين جماعت نمىماندند هر آينه سنگ مىباريد بر شما از آسمان پس اين آيت نازل شد وبرين تقدير مراد از لهو آن طبل است كه دحية الكلبي جهت اعلام مردم مىزد و از تجارت سوداگرى كه مقصود او بود از آن طبل وتقديم تجارت اينجا واكتفاء به ضمير مؤنث كه راجع است به او از جهت آنست كه مقصود ايشان از رفتن بسوى دحيه تجارت بود نه طبل ومىتواند بود كه قول او واليه مقدر باشد بعد از ( إليها ) از جهة اعتماد بر فهم او از قول او إليها .
ووجه تقديم لهو در آخر آيت بعد از رعايت نكته كه در مطلق لف و نشر غير مرتب جاريست رعايت طريقه ء ترقى است در مدح ( ما عند الله ) يعنى ما عند الله بهتر است از لهو بلكه از تجارت نيز زيرا كه لهو حرام است ومنتفع به نيست و تجارت حرام نيست ومنتفع به است .
پس خيريت از تجارت اقوى است از خيريت از لهو و نيز اگر تجارت را تقديم مىكرد و ديگر لهو عبث مىبود بحسب ظاهر زيرا كه لازم مىآيد بطريق اولى از خيريت از تجارت خيريت از لهو و ظاهر آنست كه مراد از قول او ( وتَرَكُوكَ قائِماً ) ترك آن حضرت است ايستاده در حال خطبه چنان كه از روايت سبب نزول مستفاد مىگردد وبرين تقدير در آيه ء مذكوره اشارتست با شرط قيام در خطبه چنان كه مستفاد گردد از روايات مثل آن كه روايت كرده است معاوية بن وهب
تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 235
مساهمون: أبي الفتح الجرجاني
ص٢٣٥