استحضار نيت واستمرار او تا آخر نماز شرط نيست محل بحث است زيرا كه استحضار دو چيز در يك زمان بالذات محال است نه مطلقا به تخصيص از امير المؤمنين عليه السّلام كه مظهر العجائب ومظهر الغرايبست .
الاية الرابعة قوله تعالى فى سورة طه : ( إِنَّنِي أَنَا الله لا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وأَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي إِنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ أَكادُ أُخْفِيها لِتُجْزى كُلُّ نَفْسٍ بِما تَسْعى ) ( 15 ) يعنى به درستى كه منم معبود بر حق . نيست معبودى بر حق غير من پس عبادت كن مرا اى موسى و به پاى دار نماز را از براى ياد كردن من به درستى كه قيامت آينده است نزديكم كه پنهان كنم او را مطلقا تا جزا داده شود هر كسى به آن چه سعى مىكند از نيكى وبدى .
بدان كه اين آيت حكايتست از آن كه خداى تعالى وحى فرستاد به موسى عليه السّلام مضمون . مذكور را وتفريع امر به عبادت و نماز بر بيان توحيد اشارتست به آن كه توحيد اصل است وعبادات فرع وصحت فرع موقوفست بر اصل وامر به نماز بعد از امر به عبادت تخصيص است بعد از تعميم وقول او لذكرى متعلق است بهر دو صيغه ء امر بر سبيل تنازع يعنى عبادت كن مر او به پاى دار نماز را از براى ياد كردن من در عبادت و نماز و بعضى مفسران متعلق داشته اند او را به ( أقم الصلاة ) و گفته اند كه مراد از صلاة نماز قضاست ومراد از ذكرى ياد كردن نماز است بعد از فراموشى .
آن چنان كه در حديث نبوى : صلَّى الله عليه وآله وسلَّم واقع شده كه ( من نام عن صلاة او نسيها فليصلها اذا ذكرها ) يعنى هر كس كه در خواب شود غافل از نماز يا فراموش كند نماز را پس بايد كه قضاء كند نماز را وقتى كه به ياد آورد آن را وبرين تقدير آيت مذكوره دلالت كند بر وجوب قضاى نمازى كه در وقتش فوت شده باشد وو معنى لذكرى لذكر صلاتيست بحذف مضاف يا اضافه ذكر به ضمير متكلم از
تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 205
مساهمون: أبي الفتح الجرجاني
ص٢٠٥