پس عطف ريشا بر لباسا دلالت مىكند بر مغايرت بالذات ميان ايشان و همچنين عطف لباس التقوى در قرائت نصب دالست بر مغايرت بالذات ميان لباس تقوى ومعطوف عليه او .
وتوفيق ميان قرائت مهما أمكن واجبست وتوجيه اول موافقتر است به قرائت نصب از توجيهات ديگر پس بهتر باشد ونيز مغايرت بالذات ميان لباسها ادخل است در اظهار نعمت و وضع منت وابلغ وانسب است به مقام تعداد نعمتهاى واراده ء پند گرفتن وشكر گفتن بنده ها اگر چه مغايرت اعتبارى ميان ايشان ابلغ است در اظهار قدرت وتخفيف مؤنت .
و در قول او ( لَعَلَّهُمْ ) التفاتست از خطاب به غيبت ( ويَذَّكَّرُونَ ) در اصل ( يتذكرون ) بوده چنان كه در علم صرف مقرر است .
وپوشيده نماند كه اين آيت دلالت مىكند بر استحباب ورجحان ستر عورت ديگر تجمل وزينت ديگر تقوى وزهادت پس هر يك ازين سه فايده از براى لباس مذكور شده مستحسن باشد شرعا .
و اما وجوب واستحباب اينها از نصوص ديگر مستفاد گردد چنان كه در كتب فقهيه مسطور است .
و اما ستر عورت واجبست مطلقا ( 1 ) در نماز از همه كس حتى از خود نيز و
هامش
( 1 ) مشهور بين فقهاى اماميه وجوب ستر عورتين در نماز است بعنوان شرط صحت نماز و بعضى گفته اند كه به دو العوره مانع از صحت نماز است چنانچه تحقيق مسأله را در فقه بيان كرده ايم .
وبالجمله اگر ستر عورت شرط صحت نماز باشد لازمست نمازگزار قبل از اقامه ء نماز احراز وجود شرط بنمايد بعلم يا به اصل و اما بنا به مانع بودن به دو العوره از صحت نماز عدم علم بوجود مانع كافيست .