مناسب نيست كه آن فعل مخاطب فعلى باشد كه موضوع باشد از براى اخبار مثل تسبحون وتحمدون زيرا كه اگر محمول شود بر معنى اخبار كذب لازم آيد چه بسيارى از مردم نماز پنجگانه به جا نمىآورند و اگر محمول شود بر معنى امر تجوز لازم آيد و آن خلاف اصل است پس ظاهر آنست كه عامل مقدر صيغه ء امر باشد يعنى سبحوا للَّه سبحانا واحمدوه حمدا و صيغه ء امر دالست بر وجوب چنان كه مقرر است .
ووجه تعبير از نماز تسبيح و حمد آنست كه مقصود از نماز منزه گردانيدن خداى تعالى است از صفات نقصان كه عدم استحقاق معبوديت لازمه ء آنست وستايش او به كمال صفات كه استحقاق معبوديت مترتبست بر آن وبرين تقدير قول او : فى السماوات والارض اشارتست بحسب ظاهر به آن كه ملائكه ، جن و انس همه در اين خطاب داخلند ونكته در آن كه تعبير از نماز عصر و نماز ظهر به حمد كرد و از باقى نمازها تسبيح آنست كه در وقت اين دو نماز آثار صفات كمال خداى تعالى بيشتر ظاهر مىشود به سبب كمال آفتاب ومشاهده ء مصنوعات كه موقوفست بر آن حمد و ثنا ومناسب آنست كه در وقت باقى نمازها صفات نقصان خلايق واحتياجات ايشان به سبب ظلمت بيشتر ظاهر مىگردد و تسبيح وتنزيه خداى تعالى از آن صفات مناسب آنست .
و احتمال دارد كه قول او : عشيا عطف باشد بر حين تمسون وحين تصبحون وقول او وله الحمد فى السماوات والارض جمله ء معترضه باشد از براى بيان استحقاق حق سبحانه و تعالى حمد و ثنا را بجميع صفات كمال بعد از بيان استحقاق او تسبيح وتنزيه را از صفات نقصان وبرين تقدير حمد بمعنى ظاهر خود باشد نه بمعنى نماز .
تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 109
مساهمون: أبي الفتح الجرجاني
ص١٠٩