بالاخره ، عقيده شيعه اماميه در مورد خلافت اين است كه على ( ع ) سزاوارتر به آن از ديگران است و همين نكته ، فرق جوهرى ميان شيعه و ديگر مذاهب اسلامى است . گفتههاى اهل سنت ، گرچه توجيهگرانه است ليكن صراحتا به اين حقيقت دلالت مىكند و سرانجام آن نيز يك حقيقت بيش نيست . بنابراين ، چه عواملى موجب گرديد كه اين باور ، نامعقول و غير قابل قبول گردد ؟
آيا به اين دليل است كه « ابن سبا » اين شخصيت خرافى بنيانگذار آن در كتب و آثار اهل سنت بوده است ؟ ! يا بدان خاطر است كه همه اين منابع جز به خلافت على ( ع ) اعتراف ننمودند ؟ . . . گناه شيعه چيست كه « امت معصوم » در مورد « على ( ع ) » اتفاقنظر داشتند امّا دربارهء غير او اختلاف ؟ آيا بر شيعه رواست صرفا به خاطر اينكه « امت معصوم » در اعتراف به خلافت على ، اجماع داشتند ؛ آن را تكذيب كند ؟ يا بدان سبب كه خود على ( ع ) و همسر گرامىاش - پاره تن رسول خدا ( ص ) - به اينكه خلافت حق خدايى على ( ع ) است ايمان داشتند ؟ و راستى چگونه او به اذعان خود كه « سزاوارتر به خلافت است » بر حق نباشد ؛ درحالى كه « امت معصوم » نيز بدين امر اعتراف و در غير او اختلاف نمود ؟ و چرا ، اگر او برحق ، و در گفتارش راست بود ، معترفين به راستى و حقانيت او ، به كژراهه رفتند ؟
نه ، هرگز باور نمىكنم ، كسانى كه عليه عقايد شيعه اماميه فرياد « وا اسلاما » سر دادند ، نگاشتند و منتشر ساختند ؛ قلبا ، منكر حقايق باشند . و به نوشتههاى خود ايمان داشته باشند . آرى در اينجا سرّى نهفته است كه زبانها و قلمها چنين به حركت درمىآيند . . . گاه تعصب كوركورانه و گاه منافع مادى . . .
امامت على ( ع ) در آينه عقل و قرآن ( فارسى ) — صفحة 86
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٨٦