بىحدّ و حساب
شيوهاى كه نشّار در كتابش پيش گرفته غيرمنطقى و نيز ادّعاها ، قضاوتها و راه تبيين و اثبات آنها ، بىپايه و اساس است . گاه لجام سخن را با تكيه بر گفتهء مؤلفى ، بدون اندك تحقيق گسيخته ، مانند اعتقادش به « ابن سبا ؛ و زمانى به ظنّ و حدس و خيال قلمزده ، نظير پندارش دربارهء غيراسلامى بودن مذهب دوازده امامى ؛ و هنگامى چيزى كه در يكجا قبول و در جاى ديگر مردود مىخواند ؛ مانند اعتراف او به انعطاف و انديشه آزاد شيعه و در جاى ديگر حكم به جمود فكرى آنها ! و موقعى كلامش را به واقعيت نزديك مىسازد ، چنان كه پرده از عثمانيه و امويه برمىكشد و يا جايگاه والاى امير مؤمنان را بيان مىكند . ولى متأسفانه با لغزشها و چشمپوشى از حقايقى ، سرانجام تلاشهاى مثبت خود را لكهدار ساخته است .
اينك پس از برشمردن نمونههايى از خطاهاى دكتر نشّار به گوشهاى از گفتههاى او كه از حقايق پرده برداشته نظرى مىافكنيم صرفا به اين خاطر كه روند ناهمگون او در كتاب ضخيمش را بازگو كنيم . « 1 »
عثمانيان و امويان
دكتر نشّار مىگويد :
« عثمانيه و امويه ، ناسازگارى و ناخشنودى خود را عليه اسلام ، آشكارا اظهار مىكردند .
دلهاشان لبريز از كينهء پيامبر و خاندان و اصحابش بود . از ابو بكر و عمر ناراضى بودند ؛ چنان كه على ( ع ) را به همان اندازه ناپسند
هامش
( 1 ) . ج 2 / 228 .