« اهل سنت مىگويند : على دانشمند مسلمانان و فقيه آنان است چنان كه وى مصداق حديث « انا مدينة العلم و علىّ بابها » مىباشد .
همانگونه كه سنت را فهميد قرآن را تفسير و تبيين نمود و در ژرفاى آن دو رسوخ كرد . ابو بكر و عمر در مشكلات فقهى به او رجوع مىكردند . در زمان شيخين خود را كنار و آن دو را بر خود ترجيح داد ! ! و بالاخره تنها كسى است كه از ميان صحابه نامش در كتب اهل سنت با كلمهء « امام » محفوظ و مزيّن مانده است . »
حسن بصرى او را « ربّانى اين امت » خواند و علىرغم تبليغات مسمومى كه امويان عليه وى نمودند و نواصب نيز نهايت عداوت خود را اظهار داشتند ؛ هنوز پسر عموى پيامبر و داماد گرامىاش ؛ جايگاه و رتبهء نخست را نزد اهل سنت در حيات معنوى مسلمين احراز نموده است . اهل سنت و جماعت ، وى را بر تمام اصحاب پيامبر ، بدون استثناء و از نظر معنوى بر ابو بكر و عمر مقدّم و سزاوارتر دانستند . . . » .
دكتر نشّار در جاى ديگر چنين مىگويد « 14 » :
« امام على بن ابى طالب بىشك خلافت پس از پيامبر را حق خود و فرزندانش مىدانست » .
دكتر نشّار دربارهء ندامت ابو بكر و نيز ايمان حضرت فاطمه ( س ) به على ( ع ) مىگويد « 15 » :
« ابو بكر هنگامى كه به ياد فاطمه مىافتاد مىگريست ! ! و وقت رحلت حضرت - از اينكه به همراه مردان به خانه وى هجوم آورده بود - اظهار پشيمانى مىكرد ! او بىشك به حقّ الهى على ( ع ) در مورد خلافت ، ايمان داشت » !
هامش
( 14 ) . 2 / 223 .
( 15 ) . 2 / 6 .