تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امامت على ( ع ) در آينه عقل و قرآن ( فارسى ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
مىداشتند ، لكن فرصت را هنگام مرگ عثمان غنيمت شمرده و به بهانه خونخواهى عثمان و اظهار تنفر از قتل « شيخ شهيد » ، دست به آشوب و بلوا زدند . با فريب شاميان ، كذب و فتنه و نيرنگ خود را افزون نمودند . در اين زمان ، اهل شام گول كسانى را خوردند كه ديروز دشمن شيخين بودند و امروز سنگ جانبدارى از آنان را به سينه مىزنند . اگر هنگام حكومت آن دو سر فرود آورده ، مهر سكوت بر لب داشتند ؛ به خاطر بيم و هراسى بود كه از مسلمانان داشتند و طرح و توطئه‌اى بود كه براى پس از مرگ آن دو ، چيده بودند ؛ كسانى كه پيامبر اكرم ( ص ) ديروز آزادشان ساخته و دلهاشان را بدست آورده بود . » در بخش ديگرى دربارهء ابو سفيان پدر معاويه مىگويد « 21 » : « ابو سفيان بن حرب ، بىدين و زندقه‌پيشه بود و محققان به انگيزهء سرسختى ، دشمنى و كينه هميشگى او ، چه در جاهليت و چه پس از گرويدن اجبارى به اسلام ، در روز فتح مكه ، پى نبردند ؛ سبب آن روشن است و آن اينكه ، او در جاهليت بت‌پرست ، و مشرك بود . مىبينيم وقتى به يگانگى خدا و رسالت پيامبر اكرم ، شهادت مىدهد ؛ به همراه خود بتهايى دارد و به آنها در صدق گفتارش سوگند مىخورد ! ! او سرپناه منافقين بود . وقتى مسلمانان در جنگ يرموك عقب‌نشينى مىكردند او آنان را شماتت و نكوهش مىكرد و او هيچگاه به اسلام ايمان نياورد . » و درباره عثمان بن عفان مىگويد « 22 » : « و خلافت را از دست على گرفت تا به « شيخى » هواخواه ، حريص ، ناتوان در امور ، و عاجز در اقامه عدل و داد ، واگذارد » . دكتر نشّار دربارهء معاويه مىنويسد « 23 » :
هامش
( 21 ) . 2 / 187 . ( 22 ) . 2 / 227 . ( 23 ) . 2 / 33 .