و بنده نمىدانم چگونه ، نادانى كه گرفتار گناهها و محرمات است ، مىتواند مردم را هدايت كند ؟ !
و اى كاش اين جواز براى حاكمانى بود كه به نام مردم و حزب خود حكومت مىكنند نه به اسم قرآن و اسلام !
مطلب ديگر اينكه ، خداوند متعال مىفرمايد : « 4 »
فَلا عُدْوانَ إِلَّا عَلَى الظَّالِمِينَ .
( دشمنى تنها با ستمگران است . )
و نيز در صحيح بخارى حديثى از پيامبر اكرم ( ص ) نقل شده كه فرمودند : « 5 » « هركس از امام خود ناخشنود است صبر كند » حال اگر اين حديث را بر آيه فوق عرضه كنيم يا بايد بپذيريم كه كلام حضرت با قرآنى كه بر قلب مباركش نازل شده در تناقض است و يا اينكه روايت ياد شده جعلى و نادرست است . . . و چون مطلب اول عقلا محال است پس شق دوم ثابت مىشود .
و بدين خاطر است كه شيعه به عدالت يكايك صحابه معتقد نيست درحاليكه نزد برادران اهل تسنن مطلب به عكس است ؛ چه ، آنها به عدالت تمام اصحاب بدون استثناء ايمان دارند و در كردار و گفتار خود به اين روايت بخارى و نظير آن تمسك نمودند و نتيجه اين اعتقاد چيزى جز اين نيست كه كلام پيامبر مخالف با قرآن است و خداوند و رسولش از اين امور منزه هستند .
عدل الهى هستى شگفتانگيز
موجودات نظام هستى نشان از علم و قدرت حقتعالى است ؛ و
هامش
( 4 ) . بقره : 193 .
( 5 ) . 9 / كتاب فتن .