تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امامت على ( ع ) در آينه عقل و قرآن ( فارسى ) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
بدينگونه مفهوم پيوستگى عقل با امامت روشن مىگردد كه عين ارتباط با اجراى احكام الهى و حدود شرعى و سنّت رسول خدا و احياى ارزشهايى كه توسط ظالمان مرده گشته و آشكار نمودن صراط مستقيم و نابود كردن متمرّدين و منحرفان و . . . است . و در يك كلمه ، حكم عقل به ثبوت و لزوم امامت ، همان حكم عقل و به پسنديده بودن علم و عدل و بندگى حق ، و نكوهيدن جهل و ظلم و گناه است . جالب اينكه برادران اهل تسنن به شيعه اشكال مىكنند كه چرا اطاعت امام واجب است ، امامى كه هرگز در علم و عمل خود دچار خطا و اشتباه نمىشود ؛ و حال آنكه خود ، اطاعت از حاكم جاهل و فاسق را واجب و نافرمانى او را حرام دانسته‌اند ! شيخ ابو زهره در كتاب « المذاهب الاسلامية » در فصل نافرمانى حاكم چنين مىگويد : « . . . اهل سنت مىگويند : نظر ما اينست كه امام و حاكم بايد فاضل ، عادل و نيكوكار باشد پس اگر چنين نبود صبر و بردبارى بر اطاعت از حاكم جائر و ستمكار ، سزاوارتر است از خروش و قيام عليه او . » و در اين راستا ابى يعلى الفراء ( د 458 ق ) مىگويد : « 3 » « فسق و فجور امام ، او را از امامت ساقط نمىكند ؛ خواه آن فسق مربوط به افعال اعضاء و جوارح وى باشد - يعنى از هواهاى نفسانى پيروى كرده و مرتكب محرمات و منكرات شود - و يا ناشى از اعتقاد نظير آنكه آيه متشابهى را تأويل كند و دچار انحراف و گمراهى گردد . » معناى اين سخن اين است كه نادان گناهكار مىتواند امام مسلمانان بوده و به اسم خدا و دين ، احكام الهى را اجرا كند !
هامش
( 3 ) . الاحكام السلطانية ، ص 4 .