همچنين عقل و تجربه ، در حل مسائل روزمرّه زندگى ، اختراعات و اكتشافات ، با يكديگر همكارى و مشاركت دارند . بنابراين ، در اين جهان ، حقايقى پس پرده پنهان است كه نه عقل و نه حس و تجربه قادر به درك نيست . باوجود اين ، هرگز اعتبار و ارزش و قيمت خود را از دست نمىدهد .
از جمله حقايقى كه از پرتو كلام گهربار امام بهره مىگيريم اين است كه : « خير و شرّ و حسن و قبح ، صفاتى هستند كه در ذات شئ ، حقيقت دارند و عقل با اين الفاظ ، از حقايقى ثابت سخن مىگويد » ؛ نه آنگونه كه برخى از متكلمين پنداشتهاند كه انسان با گفتن لفظ « حسن و قبح و خير و شر » از زواياى درون خود و نيز از احساس دوستى يا تنفر خود نسبت به اشياء كه متأثر از محيط و تربيتش است سخن مىگويد .
در ديدگاه امام در اين زمينه ، يك اصول موضوعى و علمى است و شاهد اين مطلب ، فرمايش معروف حضرت است كه فرمود : « مردان به وسيله حق شناخته مىشوند نه حق با مردان . . . حق را بشناس ، صاحبانش را خواهى شناخت » ، و اين گفته صحيح نيست جز آنكه حق مستقل و قائم به ذات باشد .
امام ، عقل را مرزى قرار داد كه تجاوز از آن ، همان و سقوط در ورطهء جهل و نادانى همان ؛ و در اين صورت عقل در كجراههاى كور در غلطيده است خصوصا كه بخواهد در كنه ذات اقدس خدا انديشه و غور كند ، زيرا حضرتش فرمود :
كلّ ما يتصوّر فى الاوهام فاللّه تعالى على خلافه .
( آنچه در خيالها ترسيم شود خداوند غير آن است . )
امامت على ( ع ) در آينه عقل و قرآن ( فارسى ) — صفحة 120
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص١٢٠