إِصْلاحٍ بَيْنَ النَّاسِ
« 18 » ( هيچ فايدهاى در سخنان پنهانى آنان نيست مگر آن كس كه در صدقه دادن و نيكى كردن و اصلاح بين مردم سخنى سرّى بگويد . )
عقل در نظرگاه امام
عقل از ديد امام يكى از عوامل شناخت است . مانند وحى و حس و تجربه ، ليكن تفاوت قابل ملاحظهاى بين وحى و ديگر اسباب شناخت وجود دارد . آنچه وحى خبر مىدهد بدون استثناء عامل شناخت و معرفت حقيقى است .
اگر از اشياء طبيعى و يا ماوراى طبيعت سخن بگويد خبرش « حق اليقين » است . « 19 » اما حس و تجربه و مشاهده ، از چارچوب ماده پا فراتر نمىنهد . عقل نيز همچون ماده مرز معرفتش محدود است . مثلا درك مىكند كه تحقق معلول بدون علت و اثر بدون مؤثر ممكن نيست و نيز نظم بدون ناظم ميّسر نخواهد بود يا عدالت پسنديده و خوب است ، و ستم نكوهيده است و يا آنچه تو را سود بخشد خير است ؛ و آنچه زيانت رساند پليد است . . .
هامش
( 18 ) . نساء : 114 .
( 19 ) . برخى از صاحبنظران گفتهاند : يقين سه مرتبه دارد : 1 - علم اليقين ، آن است كه انسان با ديدن آثار و عوارض چيزى به آن حكم مىكند بدون آنكه علت و مؤثر را ديده باشد 2 - عين اليقين ، آنست كه مؤثر را نيز مشاهده كند 3 - حق اليقين ، آنست كه با تمام وجود آن را لمس كند و خود را محو در آن سازد . مثال هريك چنين است : نورى را كه از دور مىبينى علم اليقين است ، از نزديك حقيقتش را مىبينى عين اليقين است و گرميش به جسمت برسد حق اليقين است كه البته تنها معرفت امام حق اليقين است چون فرمود : « لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا » ( اگر پرده معارف كنار رود ذرهاى به يقين من افزوده نخواهد گرديد . )