اگر شاگرد « ابى الحسن » بزرگان صحابه را با برهان ساكت كرد . درباره استاد بزرگوارش چه مىتوان گفت ؟
از ابن عباس پرسيده شد : « علم تو در مقايسه با علم على چه اندازه است ؟
پاسخ گفت : قطرهاى از درياى بىكران » .
مشهور است كه مسلمانان ، ابن عباس را « درياى علم » مىخواندند . او را « حبر » يعنى دانشمندى بزرگ مىدانستند . از ابن صالح نقل است كه مىگويد : « مردم دانشطلب و علمدوست بسيارى را كنار درب خانه ابن عباس ديدم كه براى كسب علم گردهم آمده بودند » .
ابن عباس به همراه معاويه به حج مىرفت و جمع كثيرى از دانشپژوهان در پى او بودند .
خطيب بغدادى از « عطاء » روايت كرده كه او گفت : « مجلسى به شكوه محفل ابن عباس هرگز نديدم طالبان قرآن ، گرد او از او مىپرسيدند . نحودانان و شعراء و فقهاء هريك از او مطالبى را سؤال مىكردند و او به آنها پاسخ مىگفت » .
اين سيل علوم و دانشها كه از وجود پرفيض ابن عباس سرازير گرديد ، قطرهاى است ناچيز از درياى بىكران وجود فياض امام على ( ع ) كه اندازه و ژرفاى آن را كسى درك نتوان كرد .
اين تنها ابن عباس نبود كه شاگرد امام بود بلكه امام « استاد همگان عصر خود » بود . بدون استثناء پس از پيامبر فقط او بود كه علوم را از او مىآموختند و به گفتههاى او استناد مىكردند چنان كه به قرآن استناد مىنمودند .
رسول اكرم ( ص ) در اين راستا فرمودند :
عليّ مع القرآن و القرآن مع عليّ ، لن يفترقا حتّى يردا
امامت على ( ع ) در آينه عقل و قرآن ( فارسى ) — صفحة 123
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص١٢٣