را مادّى « 16 » .
عدّهاى ديگر گفتند : اساسا عقل و جسم دو موجود كاملا متمايز از هم هستند و هيچ مانعى در ادراك عقل نيست . به عبارت ديگر عقل مىتواند صورت و شكل ظاهرى ماده را ترسيم و تعقل كند نه اينكه عينا در عقل پديد گردد تا محالى لازم آيد . « 17 »
اسلام و ديگر اديان آسمانى ، سه حقيقت را معترفند : خدا ، عقل و مادّه ، و هر سه در تحقق هستى تأثير دارند منتها عقل و مادّه ، وجود و هستى خود را از خدا دريافت مىكنند ، لذا مىبينيم كه امام ( ع ) روى اين نكته مهم عنايت دارد و قهرا اين اعتقاد با مبانى سه مكتب سابق الذكر - ماترياليسم و ايدآليسم و معتقدين به اصالت روح و ماده - منافات تمام دارد .
با ذكر اين مقدمه ، روشن شد كه مادىگرايان ، كار و عمل را چون اساس مادى دارد تقديس مىكنند به اعتبار اينكه جز ماده چيز ديگرى مفهوم ندارد و ارزش انسان به توليدات اوست . و اگر مىبينيم امام مىفرمايد :
قيمة كل امرئ ما يحسنه .
( ارزش انسان به چيزى است كه خوب انجامش دهد . )
در جاى ديگر مىفرمايد :
لا شئ الّا ما شاء اللّه .
هامش
( 16 ) . ر . ك : « اللّه و العقل » از نگارنده ص 54 .
( 17 ) . برخى گويند : محال است كه ماده در ذهن وجود پيدا كند زيرا كه ذهن ، كجى و راستى ، گرمى و سردى را نيز تصور مىكند در غير اين صورت بايد ذهن هم كج باشد و هم مستقيم ، و نيز گرم و سرد باشد . بنابراين آنچه در ذهن حاصل مىشود تصويرى از ماده است نه خود آن .