( ايمان و عمل دو برادر همانند هستند كه از هم جدا نمىشوند و خداوند هيچيك را بدون ديگرى نمىپذيرد )
امام و مادّيگرايى
اگر اشكال شود كه : اين فلسفه تماما همان فلسفه ماديگراهاست كه براى كار و عمل ارزش قائلند و بر اساس آن بيان توليد و توزيع ارتباط ايجاد نموده و روابط اجتماعى ميان مردم را تنظيم مىكنند و روشن است كه مذهب از ماديگرايى و فلسفه مادى آنها بيزار و آن را طرد مىكند .
در پاسخ بايد گفت كه : آرى دين ، ماديگرايى را كه جز براى ماده اصالت قائل نيست و روح را فرع و از آثار آن مىداند ، انكار مىكند .
همچنين مكتب ايدهآليسم را كه روح و انديشه را اصيل و ماده را از ظواهر آن مىداند و مىپندارد كه زمين و ستارگان آسمانى همگى يك روح در قالب ماده هستند ؛ نفى مىنمايد .
آنچه باعث گرديد كه ماديگراها ، هستى را تنها در ماده بپندارند و برخى ديگر در روح ، اين بود كه ، جمعى از فلاسفه انگاشتند كه اگر حقيقت عقل ، جز حقيقت چيزى كه درك مىشود ، باشد ؛ در اين صورت ، درك آن نيز محال خواهد بود . زيرا ممكن نيست كه يكى از دو متباين ، ديگرى را درك كند ، لذا ماديگراها جهت جمع ميان اين دو ، عقل را به ماده ارجاع دادند و در واقع نوعى وحدت بين آنها قائل شدند و گفتند :
عقل در بافتهاى مغز و دستگاه اعصاب قرار دارد . ايدهآليستها برعكس ماديّون ، ماده را به عقل ارجاع داده و طبيعت را يك مقولهء عقلى دانستند .
به بيان ديگر شايد بتوان گفت : آن گروه ، مادّه را عقلى كردند و اينان عقل