به ذهنى و خارجى ، جواهر و اعراض و كلياتى كه جز ، ذهن جايگاه ديگرى ندارد ، تشكيل يابد . . . و اگر فيلسوف كسى است كه در گوشهء حجرهء تاريك خود مىنشيند و انديشهاش را وراى واقعيت زيستى خود به پرواز درآورد و عقلش را آزمايشگاه قرار داده و براى آن اصول و مبانى و قواعد فلسفى وضع مىكند ؛ سپس عبارات مبهم و پيچيده و ناسازگارى را براى مردم طرح مىكند . . . اگر فلسفه اين است ، پس امام بيزارترين مردم از آن و از فلاسفه خواهد بود .
اما اگر هدف فلاسفه تبلور و بسط انديشهها و سپس سنجيدن و ارزيابى آنها توسط عقل بوده تا آن انديشه صحيح را از ناصحيح بازشناسد و صحيح را با منطق و برهان ، پشتيبانى و تقويت كند و ايمان قلبى را كه عقل هادى آن است ، در پى داشته و مطابق اين ايمان ، در صحنهء عمل نيز اخلاص ورزد . . . ؛ اگر فلسفه اين است ، پس امام سرور فلاسفه و معلم بزرگ آنهاست .
فلسفه از ديدگاه امام على ( ع )
بنا نداشتيم در اين مختصر سخنى از فلسفهء امام به ميان آورم منتها اخيرا به فرمايشى از حضرت برخورد نمودم كه مىتوان ديدگاه فلسفى امام يا به عبارت ديگر ، هدف از فلسفه را از ديدگاه ايشان بيان داشت و آن تعبير اين است :
العقول ائمة الافكار و الافكار ائمة القلوب ، و القلوب ائمة الحواس و الحواس ائمة الاعضاء .
( خردها پيشوايان انديشهها هستند ، و انديشهها پيشوايان قلبها ، و قلبها امامان حواس و حواس امامان اعضاء بدن . )