براى مثال : اگر اين مسأله به ذهن خطور كند كه آيا نظام دموكراسى بهتر است يا ديكتاتورى ؟
سزاوار نيست پيش از آنكه آن را با عقل خود ارزيابى ، و مزاياى آزادى و پيامدهاى شوم استبداد را بررسى نموده و بين آن دو مقايسهاى دقيق و غنى انجام دهيم ، دربست تسليم يكى از آنها شويم . در اين صورت ، اگر انسان با معيارى معقول يكى از آنها را ترجيح داد ، مسلما به آن ايمان آورده ، و تسليم آن خواهد شد . و اين كار نقش قلب است . و هرگاه انسان به مبدئى صادقانه ايمان بياورد آن مبدأ نمونه و مثل اعلاى او مىشود از اينرو ، هماره براى جلب خشنودى او عمل مىكند و با تمام جان و مال خود در راهش جانفشانى مىنمايد . از انتقاد كسى نمىهراسد و به پيامد عقايد خودآگاه است و اين نيز نقش حواس و اعضاست .
پس از آنكه مقصود امام روشن گرديد ؛ نكات مهم ذيل را از فرمايش حضرت نتيجه مىگيريم :
1 - وظيفهء عقل تشخيص سره از ناسره است ليكن از حدّ و مرزى كه دارد نمىتواند ، تجاوز كند .
2 - عقيده و باورى كه مغاير احكام عقلى باشد ؛ مردود و نادرست خواهد بود .
3 - تئورى و نظريهاى كه مطابق واقع بوده و عقل نيز صحت آن را تصديق كند ؛ اما اگر قابل تطبيق نباشد هرچند از لحاظ علمى ثابت شده فايدهء چندانى نخواهد داشت .
درست خلاصه اينكه ، فكر بايد به عقيده تبديل و عقيده نيز با عمل تجسم يابد و اين مقصود امام در اين فرمايش اوست كه فرمود :
الايمان و العمل اخوان توأمان ، و رفيقان لا يفترقان لا يقبل اللّه احدهما الّا بصاحبه .
امامت على ( ع ) در آينه عقل و قرآن ( فارسى ) — صفحة 115
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص١١٥