تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امامت على ( ع ) در آينه عقل و قرآن ( فارسى ) — صفحة 11

مساهمون:

ص١١

پرورش امام در دامان پيامبر

مؤلف گرانقدر كتاب ، دراين‌باره به تفصيل سخن گفته و ما نيز به پرتويى از كلام امام درباره خود اشاره مىكنيم : حضرت مىفرمايد : « 10 » « من در كودكى سينه‌هاى عرب را بر زمين نهادم و شاخه‌هاى بلند « ربيعه و مضر » را شكستم شما قدر و منزلت مرا نزد رسول خدا به سبب خويشاوندى و احترام مخصوصى كه پيش او داشتم ، مىدانيد . او مرا در دامن خويش پروراند . كودك بودم و حضرت مرا در آغوش خود مىفشرد و در بستر مخصوص خويش جاى مىداد و تن مباركش را به تنم مىسود و من بوى خوش و دلنشين او را استشمام مىكردم . . . به من دستور مىداد كه از او پيروى كنم ، حضرت مدتى از سال را در كوه حراء اقامت مىگزيد و جز من كسى او را نمىديد . در آن روز اسلام در خانه‌اى نيامده بود جز خانهء رسول خدا و خديجه ، كه من سومين آنان بودم . من نور وحى و رسالت را مىديدم و نسيم روحبخش نبوت را استشمام مىكردم . به هنگام فرود وحى ، ناله ؟ شيطان را مىشنيدم . و حضرت به من مىفرمود : تو آنچه را كه من مىشنوم مىشنوى و آنچه را كه مىبينم مشاهده مىكنى ، جز آنكه تو پيامبر نيستى بلكه وزير و جانشين منى . . . » در فرازى ديگر به ايمان و شجاعت خود اشاره نموده و مىفرمايد : « 11 » « بزرگان صحابه كه حافظان قرآنند ، نيك مىدانند كه من هيچگاه سر از فرمان خدا و پيامبر او نتافتم و در راه پيامبر خدا ، آنجا كه يلان مىگريختند و گامها بازمىايستاد و به خاطر جوانمردى و شجاعتى كه
هامش
( 10 ) . نامه 37 . ( 11 ) . نامه 197 .