تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امامت على ( ع ) در آينه عقل و قرآن ( فارسى ) — صفحة 8

مساهمون:

ص٨
و اگر « فاقد شئ معطى شئ » نمىشود كه ندارد تا بدهد . پس جز وليّش كه او را در « غدير » ولىّ امتش گردانيد و به دو حقيقت دين محمدى را « اكمال » نمود ، ديگر آفريدگان ، فروتر از آنند كه لب به وصفش گشايند و قلم به نعتش زنند كه يا خالق از او گويد و يا عبد صالح ، كه خود مدينه علم و خاتم اولياست و يا او را كه تنها دروازه شهر علم است ، چنين سزاست . پس اكنون « نهج » فروتر از قرآن و فراتر از غير آن را ، پيش رو داريم ، شايسته است كه گلچينى از اين بوستان جاودانه را ، مقدمه‌اى بر « ذىّ » آن آذين بنديم كه جاى آن خالى و تنها با كلام آن امام همام مالامال گردد .

علم على

امام على آنگاه كه در آه‌نامه « شقشقيه » پرده از حقايق برمىدارد « 1 » كه انجامش ناكام و « هدرت به قرّت » مبدل مىگردد در آغازش سخن از علم بىپايان خود مىگويد كه : آن فلانى كه جامه خلافت به تن كشيد نيك مىدانست كه : محلى منها محل القطب من الرّحى ( و سزاوار از او همچون قطب و محور آسياب بودم . ) چرا كه : ينهدر عنّى السيل و لا يرقى إلىّ الطّير . ( سيل دانش از من فروريزد و هيچ پرندهء علم و انديشه‌اى به اوج
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه خطبهء 3 .
امامت على ( ع ) در آينه عقل و قرآن ( فارسى ) — صفحة 8 | محمد جواد مغنية / اكبر ايرانى قمى