تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1902

مساهمون:

ص١٩٠٢
مىشود . كاروانسراى محمود بيگ : كه در برابر كاروانسراى انار فروشان است ، و در پشت خانهء انگليس واقع است ، و متاعى كه در آن كاروانسرا فرود مىآيد برنج قزوين و نيلوفر و برنج كه از مازندران مىآورند . متاع كرمان و متاع ابرقوء ، و كاسه و پياله و نعلبكى كار - مشهد در آن كاروانسرا خريد و فروخت مىشود . ديگر متاعى كه در كاروانسراى محمود بيگ فرود مىآيد متاع ازبكهاست كه متاع ايشان مشك و كاغذ سمرقند است . كاروانسراى كلّه‌پزان : بالاتر از كاروانسراى محمود بيگ و نزديك مسجد جارجى باشى است . آن را كاروانسراى كلّه‌پزان مىگويند كه پيش از اين كله‌پزان در آن كاروانسرا بودند . حالا هر متاعى كه از گيلان مىآيد در آن كاروانسرا فرود مىآورند . مثل ماهى دست پيچ و ماهى سرخ و نارنج و تفصيله كه مردم قبا مىكنند . و متاع كاروانسراى كله‌پزان همين است كه مذكور شد . كاروانسراى قزوينيان : كه نزديك مسجد جارچى باشى است ، و در آن كاروانسرا متاع قزوين مثل قصب كار قزوين وزير دامنى نقش كار قزوين كه زنان مىپوشند در آن جا خريد و فروخت مىشود ، و آن كاروانسرا مشهور است به كاروانسراى قزوينيان . كاروانسراى جارچىباشى : در برابر كاروانسراى قزوينيان است ، و در كاروانسراى جارچى باشى سوداگران جهود شيرازى در آن جا متاع خود را مىاندازند و مىفروشند . و متاع شيراز چوب بقم و زنجبيل خشك و فلفل و دارچين و هل و قهوه است ؛ و سوداگران يهودى شيرازى كه از هر طرف مىآيند در كاروانسراى جارچى باشى ساكن مىشوند ، و متاع خود را مىفروشند ، و به كاروانسراى ديگر نمىتوانند فرود آيند . اين دستور العمل را شاه عباس بزرگ گذاشته است . كاروانسراى اردستانيها : كه غير از كاروانسراى انار فروشان است ، و در اين كاروانسرا متقال و كرباس ، آستر و چادر زنان خريد و فروش مىشود . كاروانسرايى كه در گودال نيماورد ساخته شده است : در كاروانسرا مردم قم و سوداگران قم بار مىاندازند ، و متاع ايشان صابون قم و كرباس قم مىباشد . و آن كاروانسرا را مادر شاه صفى ساخت ، و مردم كه از كاشان و ده كاشان كه از آن بيدگل گويند ، و سوداگران نطنز و ده ميلا كرد از خشكبار مثل مويز و كشمش سرخ و آلو و قالى كار محلات در آن كاروانسرا مىباشد . كاروانسراى مهاباديان : مهاباد دهى است از دههاى كاشان ، و در آن ده همه مردم كرباس مىبافند ، و متاع مردم مهاباد كرباس و آستريهاى بادى ، و زردآلوى خشك كه از مهاباد مىآورند ، و بالاتر از آن كاروانسراى مرداركشان است . كاروانسراى مرداركشان : به اين معنى است كه هر جا اسب يا شترى مىميرد جماعتى هستند كه ايشان را مرداركش گويند . مثل اسب و الاغ مرده را پوست مىكنند ، و پوست آنها را مىفروشند ، و گوشت و استخوان مردارها را در صحراى درهء گبران بار الاغ كرده در هزار دره مىاندازند كه كلاغان جمع شوند . و شاه اگر دماغ داشته باشد به شكار مىرود ، و مرداركشان شتر يا اسبى را كه زحمدار باشد و از كار افتاده باشد مىخرند و مىكشند . و گوشت آن را درويشان مىخرند .