رفته است . كلمه قورچى به معنى محافظ شخص پادشاه ( جاندار ) بوده است . منصب قورچى در دورهء مغول به امراى بزرگ اعطا مىشد . قورچيان براى خود رييس داشتند ؛ چنان كه يسوقا مقدم قورچيان چنگيز خان بوده . قورچيان يا اختاچيان ( مير آخوران ) و سگورچيان ( چترداران ) از جمله خواص و مقربان دربار ايلخانان مغول بودهاند اين وضع در زمان تيمور و اولاد او نيز همچنان ادامه داشت .
« قورچيان در زمان صفويه سپاه خاصى تشكيل مىدادند و رئيس آنان را قورچى باشى مىگفتند . اين سپاه قورچى علاوه بر رئيس مأموران ديگرى از قبيل وزير قورچى و مستوفى قورچى داشت . بدين ترتيب معنى قورچى در زمان صفويان گسترش يافته بود و نه تنها تير و كمان بلكه قورچى شمشير و قورچى چتر نيز وجود داشت ؛ و نيز براى حرم و دربار شاهى ( ديوان اعلى ) قورچيان مىگماشتند .
« در ادوار بعد براى صاحبان مشاغل و پيشهورانى كه براى دربار صفوى كار مىكردند نيز قورچيان تعيين مىكردند از قبيل قورچى پهله [ دستكش چرمى براى بازداران ] و قورچى چكمه و غيره .
« علاوه بر وزير بزرگ و صدر ، قورچى باشى نيز حق داشت پشت اسناد را مهر كند . . . » نقل از صفحه 2091 جلد دوم دائرة المعارف فارسى به سرپرستى دكتر غلامحسين مصاحب
قورچيان دليرترين و بزرگترين افراد طايفه قزلباش بودند كه شاه به سبب فداكارى و شهامت و شجاعتى كه از خود نمايان ساخته بودند براى نگهبانى كاخهاى سلطنتى و انجام كردن برخى مأموريتها و كارهاى شخصى خود انتخاب كرده بود . اينان چنان متهور و بىباك بودند كه صد نفرشان در برابر هزار سپاهى عرض اندام مىكردند . سلاح قورچيان همانند ديگر افراد قزلباش تير و كمان و شمشير و خنجر و نيزه بود . به هنگام جنگ بر اسب سوار مىشدند خود بر سر مىنهادند و زره بر تن مىكردند . اگر اتفاقا يكى از افراد قورچى در كار خود سستى و تنآسانى مىكرد طرد و اخراج مىشد . رئيس قورچيان قورچى باشى ناميده مىشد . و معمولا شاه اين سمت را به يكى از افراد برجسته طايفه قزلباش كه به وى توجه كامل داشت مىسپرد ، و حقوق ساليانهاش از هزار و پانصد تومان متغير بود .
قوللر « يا قللر آقاسى در عهد صفويه عنوان رئيس غلامان شاهى لقب ركن الدوله داشت ، و مقام وى بعد از منصب قورچى باشى از همهء مقامات دولتى ديگر برتر بود . افراد اين دسته در عهد شاه عباس اول بيشتر از طوايف گرجى و ارمنى و چركس بودند ، و شاه عباس براى آنكه از قدرت و خطر و نفوذ قزلباش بكاهد دسته غلامان شاهى را در مقابل آنها تعبيه كرد . در اواخر عهد صفويه ولايت گلپايگان تيول قوللر آقاسى بود . » نقل از صفحه 2093 جلد دوم دائرة المعارف فارسى به سرپرستى غلامحسين مصاحب
قوللر اسمى تركى است بنا به قول دلاواله عده قوللر سى هزار نفر بود .
صاحب سنگلاخ نوشته است : قورچى تركى و مركب از قور مخفف قوران به معنى سلاح وچى سلاح دار است و به اعتقاد برخى محققان تلفظ درست اين كلمه كرچى و به معنى
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1899
مساهمون: ژان شاردن
ص١٨٩٩