تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1898

مساهمون:

ص١٨٩٨
خانه‌هايش همه از خشت و گل ساخته شده . مقبرهء سيده فاطمه و آرامگاه چند تن از پادشاهان ايران آنجاست . عمارات حضرت فاطمه بست است ، مقصران در آن جا پناه مىجويند و مخارج و حوائج بستيان از موقوفه تأمين مىشود . در كتاب حدود العالم من المشرق الى المغرب مؤلّف به سال 372 قمرى درباره قم آمده است : « قم شهرى است بزرگ و ويران و كشت بسيار ، و مردمانى شيعىاند ، و بلفضل پسر عميد دبير از آن جا بود . و از وى زعفران خيزد . » عبد العلى اديب الملك : ضمن شرح سفرى كه در سال 1273 قمرى به عتبات عاليات كرده دربارهء قم نوشته است : بقعه حضرت معصومه داراى سه صحن است صحن اول 32 ذرع طولى و 26 ذرع عرض دارد . طول صحن دوم 69 ذرع ، عرضش 36 ذرع ، و طول صحن سوم 33 ذرع و عرضش 16 ذرع است . اين شهر داراى 444 امامزاده ، سه مسجد ، 51 باب حمام ، ده رشته قنات ، 15 آب انبار ، سى باب ، سيصد باب دكان ، چهار كارگاه شيشه سازى ، سى باب كار خانه كاسه سازى ، دو يخچال ، سه منار و چهار دروازه است . در قم پنج هزار خانوار زندگانى مىكنند . طول دور قلعه‌اش يك فرسنگ است و مصنوعاتش گلاب ، صابون ، شيشه ، كاسه ، بدل بلور ، لاله ، مردنگى و قليان است . آرامگاه شاه عباس ، شاه صفى ، شاه سليمان ، شاه سلطان حسين ، فتحعلى شاه ، محمد شاه در اين شهر است . قمشه « در ما قبل آن را از ملك عراق شمرده‌اند و سر حد عراق و فارس است . هوايش نزديك است به هواى اصفهان و آبش از قنوات و حاصلش غله و ميوه و انگور بود . طبع و خوى مردمش مانند اصفهان است . » نزهة القلوب حمد اللّه مستوفى « در قمشه كه حضرت شاه رضا باشد از فرزندان امام هفتم روحى و جسمى فداه موسى بن جعفر است . اين حضرت و برادر بزرگوارش احمد رضا كه در بلوك كرون مدفون است به چه ظلم و به چه تفصيل به دست اعداى دين شهيد شدند . اين امامزاده بزرگوار به قدر نيم فرسنگ از قصبه قمشه خارج است . » صفحه 92 تاريخ مسعودى « قمشه هوايش از اصفهان گرمتر ، آبش از قنات و چاه است . در نيم فرسنگى آن بقعه و مزار امامزاده جعفر بن موسى مشهور به شاه رضاست كه داراى صحن‌ها و روضه و گنبد بسيار عالى است . » دو سفرنامه از جنوب ايران به تصحيح و اهتمام دانشمند سيد على آل داود قورچى كلمه مغولى به معناى تركش‌دار ، قور در مغولى به معناى تركش است ، و اعطاى تركش با تير و كمان نشانهء داشتن منصب و مقام بوده است . بعدها قور به معنى مطلق سلاح استعمال شده است و كلمهء قورخانه به معنى اسلحه خانه ، و نيز قوربيگى به معنى رييس اسلحه خانه به كار