سپيدش را رنگ و خضاب نمىكرد . شاه به سر خود سوگند ياد كرده بود كه هرگز قصد جانش نكند . او مسلمانى راستين بود و با پيروان مذاهب ديگر سر سازگارى نداشت .
شيراز حمد اللّه در نزمة القلوب آورده است :
« شيراز از اقليم سيم است و شهر اسلامى و قبة الاسلام آن ديار . طولش از جزاير خالدات فج و عرض از خط استوا كط لو . به روايتى شيراز بن تهمورس ساخته بود و خراب شد ؛ و به قولى در زمان سابق بر آن زمين شهر فارس نام بوده است ، و به فارس بن ماسور بن سام بن نوح منسوبست .
واصح آن كه به زمان اسلام محمد بن يوسف ثقفى برادر حجاج بن يوسف ساخت و تجديد عمارتش كرد . و به روايتى عمزادهاش محمد بن قاسم بن عقيل تجديد كرد . تاريخ تجديد عمارتش سنه اربع و سبعين هجرى ، طالع برج سنبله . در عهد عضد الدوله ديلمى آن شهر چنان معمور شد كه در او جاى لشكرش نماند . در قبلى شيراز قصبهاى ساخت و لشكريان را در او نشاند . فنا خسرو گرد خواندى و عوام سوق الامير خواندندى . و اين قصبه به مرتبهاى رسيد كه بيست هزار دينار حاصل داشت . اما اكنون خراب است و داخل قراى حومه شده و شيراز را تا زمان صمصمام الدوله بن عضد الدوله بارو نبود از جهت دفع اعدا . آن را بارو كشيد . دورش دوازده هزار و پانصد گام است . و در اين تاريخ خرابى به حال او راه يافته بود . ملك شرف الدين محمود شاه اينجو عمارت بارو كرد ، و بر بالاى آن بروج جهت محافظان از آجر خانهها ساخت .
« شهر شيراز را هفده محله است و نه دروازه دارد : اصطحر و دراك دوسى و بيضا و كازرون و سلم و فسا و باب و دولت و سعادت . شهر در غايت خوشى است ، اما كوچههايش پر چركين مىباشد ، و مردم متميز را در آن كوچهها تردد متعذر است . و هوايش معتدل است ، و پيوسته همه كارى در او توان كرد ؛ و اكثر اوقات روى بازارش از رياحين خالى نبود . آبش از قنوات است ، و بهترين آن كاريز ركناباد است كه ركن الدوله حسن بن بويه ديلمى اخراج كرده و بزرگترين قنات قلات بندر كه بكت سعدى مشهور است و هرگز به عمارت محتاج نمىشود . و در بهار سيلاب از كوه دراك مىآيد و بر ظاهر شهر مىگذرد . و به بحيره ماهلويه مىرود ؛ و ارتفاعات آن جا وسط است ، و بيشتر اوقات سعر خوردنى بالا باشد . از ميوههايش انگور مثقالى بغايت نيكوست ، و در آن شهر درخت سرو را نموّى به قوت است .
مردم آن جا اكثر لاغر و اسمر و سنّى شافعى مذهباند و اندك حنفى و شيعه نيز مىباشند و در او سادات بزرگ صحيح النسباند و آثار رسول صلى اللّه عليه و آله دارند و اثرى دارد و اكثر نكو دارد و اهل آن جا درويش نهاد و پاك اعتقاد باشند و به كمتر كسى قانع ، و درو بينوا بسيار است ، اما از كديه محترّز باشند ، و البته به كسبى مشغول ، و متمولان آن جا اكثر غريبند و شيرازى متمول به نادر افتد ، و اكثر اهل آن جا در خيرات ساعىاند و در طاعت و عبادت حق تعالى درجهء عالى دارند ، و هرگز آن مقام از اولياء خالى نبوده است ، و بدين سبب او را برج اوليا گفتهاند . اما اكنون به سبب ناانصافى و طمع پيشوايى مكمن اشقياست ؛ و در آن شهر جامع عتيق عمرو ليث ساخته است ، و گفتهاند آن مقام هرگز از ولى خالى نبوده ، و بين المحراب و
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1878
مساهمون: ژان شاردن
ص١٨٧٨