به سن رشد رسيد زمام كارها را خود به دست گرفت . نخست يك كرور از ماليات مردم كاست و زان پس نوشيدن شراب را بر مىخوارگان حرام كرد . اما ديرى نپاييد كه نه تنها مردم را در اين كار آزاد نهاد بل كه خود در اين كار چندان افراط كرد كه قبايحى از او سر زد . از جمله يك روز كه از كثرت مىخوارگى در مشاعرش خلل راه يافته بود به سه تن از زنانش امر كرد با او شراب بنوشند . آنان به عذر قصد رفتن به مكه فرمان نبردند او سه بار دستور خود را تكرار كرد و اطاعت نكردند هر سه را به آتش سوزاند . همچنين دو خواهرش را به دو مرد مستمند به زنى داد اما چون شوهرانشان نژاده نبودند شرط كرد از ايشان بچه نياورند ، و چون باردار شدند آنان را به سقط جنين ناچار كرد ؛ و وقتى بار دگر حامله شدند و بچه زادند فرمان داد نوزادان را چندان از خوردن شير محروم بدارند تا بميرند .
در نخستين سال پادشاهى شاه عباس ثانى . شاه جهان كه در سال 1037 پس از پدرش جهانگير به سلطنت رسيده بود ، و پيش از پادشاهى ، با شاه عباس ثانى روابط دوستانه داشت ، و او را عمو خطاب مىكرد درصدد تسخير قندهار برآمد ؛ و شاه رستم خان سپهسالار را به دفع وى مأمور كرد . چون پادشاه خردسال بود و رستم خان به فرمانهاى او اعتنا نداشت در اين كار نكوشيد و قندهار به تصرف سپاهيان هند درآمد . شاه عباس از آسانگيرى و سستى رستم خان در اين كار مهم ، و شكست وى چنان خشمگين گشت كه به قرچغاى خان حاكم خراسان دستور داد او را بكشد ، و والى خراسان رستم و برادرانش را كشت . اما مقارن اين احوال موجباتى فراهم آمد كه موقتا پادشاه ايران و هند به آشتى گراييدند .
در سال 1057 شاه عباس ثانى مرتضى قلى خان قاجار را به سپهسالارى منصوب و مأمور جمعآورى سپاه و پس گرفتن قندهار كرد . لشكريان ايران در سال 1059 قندهار را گرفتند و كوشش شاه جهان و پسرانش اورنگ زيب را در نگهداشتن آن شهر بىنتيجه گذاشتند ، و در حملاتى كه سه بار طىّ سالهاى 1061 ، 1063 و 1064 براى پس گرفتن قندهار كردند كارى از پيش نبردند . در جنگهايى كه در آغاز پادشاهى شاه عباس ثانى ميان سپاهيان ايران و روميان بر سر تصرف گرجستان درگرفت پيوسته پيروزى با لشكريان ايران بود بدين گونه كه رستمخان ، تهمورس خان را كه به قصد تسخير گرجستان آمده بود سركوب و ناچار به فرار كرد .
شاه جهان مدت سى سال از 1037 تا 1069 قمرى برابر 1007 تا 1037 شمسى بر هند سلطنت كرد ، و معاصر لويى چهاردهم پادشاه مقتدر فرانسه بود . در زمان سلطنت وى بسيارى از شعرا و ادبا و هنرمندان ايران روانه هند شدند . تاجمحل ، مسجد مرواريد ، اگرا ، قلعه سرخ ، مسجد جامع دهلى و باغ معروف لاهور از بناهاى اوست . تخت معروف به تخت طاووس كه با بسيار جواهر گرانبها ترصيع يافته بود براى جلوس اين پادشاه ساخته شده بود .
به طور كلى اگر تنها كوشش و حمايت شاه جهان را در پيشرفت فرهنگ و هنر مورد توجه قرار دهيم بىگمان وى سرآمد پادشاهان گوركانى است ؛ اما گفتنى است كه از پايان سلطنت وى مقدمات انحطاط و زوال حكومت گوركانيان در هند فراهم آمد .
روابط شاه عباس ثانى با اورنگ زيب جانشين شاه جهان مدتى دوستانه بود . اورنگ
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1868
مساهمون: ژان شاردن
ص١٨٦٨