از گزارشهاى دوران شد پديد * در ديار خان ازبك انقلاب
خان تركستان به اخلاص درست * كرد رو بر درگه عالم مآب
خان ازبك آمد از روى نياز * بر در كيخسرو مالك رقاب
از براى مقدم خاقان ترك * از فلك تاريخ جستم بىحجاب
بر سؤالم داد دل برجيس و گفت * « مىرود بهرام سوى آفتاب » .
شاه عباس ثانى روى هم رفته از پادشاهان خوب صفويه بود . متهور ، زيرك ، مردمگرا و همتمند بود . به آبادانى علاقه و شوق داشت چنان كه در سال 1054 قمرى 1022 خورشيدى عمارت عالى قاپو ، در سال 1056 قمرى سال 1024 باغ سعادت و سال 1057 قمرى 1025 خورشيدى عمارت چهل ستون را ساخت و پل زاينده رود را در سال 1068 قمرى 1036 خورشيدى ، و مسجد جامع اصفهان را در سال 1071 قمرى ، 1039 خورشيدى تعمير كرد .
شاه عباس ثانى در سال 1076 قمرى 1044 شمسى بيمار شد و به سفارش پزشكان به مازندران رفت . نزديك يك سال در اشرف اقامت گزيد . از آن پس راهى مشهد شد . او هشت روز پيش از مرگش به خسرو آباد دامغان رسيد و ساعت چهار صبح روز بيست و ششم ربيع الثانى 1077 قمرى برابر 26 اكتبر 1666 درگذشت . جسدش را به قم بردند . روز سيزدهم جمادى الثانى 1077 جنازه به قم رسيد و روز بعد به خاك سپردند .
وى سى و چهار سال و نه ماه و چهارده روز عمر و بيست و پنج سال و پانزده روز پادشاهى كرد .
شاعرى در تاريخ جلوس شاه عباس ثانى گفته است :
شكر للّه كه از عنايت حق * نايب صاحب الزمان آمد
بر سر تخت پادشاهى باز * شاه عباس نوجوان آمد
لطف و قهرش براى دشمن و دوست * مملكت بخش و جانستان آمد
عقل تاريخ شاهيش مىجست * « ظل معبود » بر زبان آمد
و سرايندهء ديگرى سروده است :
شهنشاه گيتى سليمان داور * سكندر نشان شاه عباس ثانى
شه شش جهت آنكه مىزيبد او را * بدين هفت اورنگ صاحبقرانى
چو پرسند تاريخ سال جلوسش * بگو « شاه جم جاه عباس ثانى »
شتر از آن جهت كه مىتواند چند روز بدون آب و خوراك در بيابانهاى پوشيده از شن و فاقد آب و گياه را بپيمايد كشتى بيابان مىگويند . اين حيوان گردن دراز سر كوچك چشمان آرام دارد و با كف پاها دو شقه شده و كبره بستهاش به آسانى راههاى هموار را از راههاى ناصاف مىشناسد و از راه بيرون نمىرود .
شتر آرام طبع ، فرمانبردار خاموش و ساكت است و صبر و قناعتش صرب المثل مىباشد ، و اگر صبرش نامحدود نباشد بارى از همهء جانوران بيشتر است .
در بدن شتر براى ذخيره آب مخزنى است و هر وقت آب مىخورد مقدارى در آن مخزن