و شيفته رقص و آواز زنان بود . اما از ترياك و تنباكو بسيار بدش مىآمد . مانند ديگر افراد معاصرش به احكام اخترگران و ستارهشناسان اعتقاد محكم داشت و هيچ كار بدون مشورت و صلاحانديشى ايشان انجام نمىداد . به استخاره و تفأل نيز معتقد بود .
وى پنج پسر : صفى ميرزا ، حسن ميرزا ، سلطان محمد ميرزا ، خدابنده ميرزا ، اسماعيل ميرزا و شش دختر شاهزاده بيگم ، زبيده بيگم ، خان آغابيگم ، حوابيگم ، شهربانو بيگم و ملك نساء بيگم داشت .
اين شهريار در آغاز سلطنتش نذر كرده بود اگر بر مشكلات فائق آيد يك بار پياده از پايتختش به زيارت مزار حضرت رضا برود ، و چون به مراد خود رسيد ، وفاى نذر را روز پنج شنبه پانزدهم جمادى الاول سال 1010 قمرى برابر 980 خورشيدى از اصفهان بيرون شد ، و به همراهانش اجازه داد به دلخواه خود پياده يا سواره وى را همراهى كنند . از ميان همراهانش ميرزا هدايت الله اصفهانى ، مهتر سلمان دنبلى ركابدار شاه ، و محمد زمان سلطان بايندرى با شاه همچنان پياده مىرفتند . اين سه تن به يارى هم با طنابى كه هشتاد ذرع شرعى طول داشت مسافت ميان اصفهان و مشهد را اندازه گرفتند و در خاتمت سفر معلوم شده شاه در مدت بيست و هشت روز براى رسيدن از اصفهان به مشهد صد و نود و نه فرسنگ و هشتاد و يك طناب و بيست و پنج ذرع شرعى راه پيموده است .
شاه عباس چون فتح لار را امرى لازم مىشمرد همين كه فرصت و بهانه يافت اللهوردى خان امير الامراى فارس را به گشودن آن مأمور كرد و دستور داد زنده يا مرده ابراهيم خان فرمانده لار را نزديك وى فرستد . مردم آن سامان بر اين باور بودند قلعه لار را لار پسر گرگين ميلاد ساخته و چهار هزار سال پيش وسيله جادوگران چنان طلسم شده كه گشودن آن ناشدنى است ، و هيچ نيرو هر چند عظيم باشد نمىتواند آن را فتح كند .
اللهوردى خان به منظور اجراى فرمان شاه روز سه شنبه چهارم جمادى الثانى 1010 با سپاهى مركب از پانزده هزار نفر سوار و پياده راهى لار شد و ابراهيم خان را كه در قلعه به دفاع پرداخته بود پس از پانزده روز پايدارى ناچار به تسليم كرد همان سال وارد قلعه شد ، و حكومت آن را به يكى از معتمدانش كه قاضى ابو القاسم نام داشت سپرد و « طلسم كيانى شكست » كه موافق حروف ابجد 1010 است ماده تاريخ اين فتح شد .
شاه عباس كبير در طول دوران سلطنتش جنگهاى بسيار كرد . او پس از آن كه سركشان داخلى را سركوب كرد به منظور بيرون راندن ازبكان از خراسان با واگذارى تبريز و گرجستان و شروان و لرستان به پادشاه عثمانى موافقت كرد و در اواخر سال 1005 به خراسان روى نهاد و ششم محرم آنان را سخت شكست داد ، و بعد از چند سال به پس گرفتن شهرهايى كه به عثمانيان واگذار كرده بود تصميم گرفت . نخست به تبريز حمله برد و روز پانزدهم جمادى الاولى 1011 آن را گشود . پادشاه عثمانى سردار معروف خود جغال اوغلى را با صد هزار سپاهى به مقابلهء وى فرستاد . با اين كه شمار سپاهيان شاه عباس از شصت هزار نفر بيشتر نبود روز 24 جمادى الثانى 1013 سپاه عظيم عثمانى را شكستى سخت داد و قريب چهل هزار
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1866
مساهمون: ژان شاردن
ص١٨٦٦