داد .
پس از سپرى شدن مدتى اورنگ زيب تربيت خان حاكم مولتان را با هدايائى كه بيش از هفتصد هزار روپيه مىارزيد به ايران فرستاد . به فرمان شاه عباس از سفير كه در ربيع الثانى 1074 قمرى 1042 خورشيدى - 1663 ميلادى از دربار هند راه افتاده بود در قندهار استقبال كردند و چون به يزد نزديك شد شاه يكى از درباريان خود را به پيشباز وى فرستاد . و چون تربيت خان چهارم شوال 1074 وارد اصفهان شد به رسم گوركانيان سلام كرد .
رفتار شاه عباس ثانى با سفير هند نه تنها گرم و محبتآميز نبود بلكه بسيار تحقيرآميز بود . به او گفت اورنگ زيب را چه رسيده كه خود را عالمگير لقب داده است . و جواب پادشاه هند را نيز سرد و زننده نوشت و چند راس اسب براى اورنگ زيب فرستاد .
وقتى تربيت خان دوم ربيع الاول سال 1077 قمرى برابر سپتامبر 1666 آزردهخاطر به هند بازگشت و به اگرا رسيد پادشاه هند دستور داد اسبها را در حضور اشراف ايرانى مقيم هند بكشند .
در زمان پادشاهى شاه عباس ثانى ندر محمد خان فرمانرواى ازبك پس از جستن از توطئهاى كه پسرش عبد العزيز خان و گروهى از پزشكان دربار عليه او ترتيب داده بودند به دربار شاه ايران پناه آورد و از شاه عباس براى پس گرفتن تاج و تخت از دستشدهاش كمك طلبيد . عليقلى خان كه در آن هنگام بيگلر بيگى مرو بود استدعاى وى را به عرض رساند . شاه به كليهء حكام از خراسان تا اصفهان دستور داد از ندرخان هرچه تمامتر حرمتگزارى و پذيرايى كنند ، و شما محمد على بيگ اصفهانى ناظر بيوتات سلطنتى را به ميهماندارى فرمانرواى ازبك گماشت . شمسا محمد على بيگ به استقبال ميهمان شتافت . در بسطام اين دو به هم رسيدند و ميهماندار اسبهايى را كه با خود آورده بود ، و همه زين و برگ زرين و جواهرنشان داشتند با ديگر هداياى گرانبها تقديم كرد . روز پيش از ورود فرمانرواى ازبك به دستور شاه فاصلهء ميان ديه دولت آباد و پايتخت را با قاليهاى گرانبها فرش كردند و همين كه شاه از ورود خان ازبك به دولت آباد باخبر شد ، وى با مقربان دربار خود به پيشباز شتافت . ميان راه اين دو به هم رسيدند شاه به نيّت پياده شدن ، پا از ركاب بيرون كرد ، اما ندر محمد خان با اين كه پير بود به چابكى از اسب پياده شد و قدم پيش نهاد تا پاى شاه را ببوسد . به اشارهء شاه وى را از خاك برداشتند . سپس شاه عباس خان را تا مدخل عمارت مجلّل عالى قاپو همراهى كرد ، و چون فرمانرواى ازبك از رنج راه بيمار شده بود طبيب خاص خود حكيم محمد حسين قمى را به معالجت وى فرستاد .
بارى پس از پذيرايى مفصل شاه عباس ثانى در سال 1055 قمرى 1023 خورشيدى پانزده هزار سپاهى سوار و هشت هزار پياده با شصت هزار تومان پول در اختيار خان نهاد ، و او توانست تاج و تخت از دست رفته را بازيابد .
ميرزا مقيم تبريزى ماجراى پناه آوردن خان ازبك را در قطعهاى به نظم كشيده كه چند بيت آن اينست :
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1870
مساهمون: ژان شاردن
ص١٨٧٠