سيزدهم رمضان 985 قمرى برابر 956 خورشيدى برابر 24 نوامبر 1577 درگذشت و محمد ميرزا به پادشاهى نشست . و چون كور شده بود مهد عليا خير النساء بيگم زنش به كفالت امور مىپرداخت . اما چون ملكه زنى تيز خشم و كينهجو و جاهطلب بود و به سران قزلباش بىحرمتى مىكرد چند تن از سران اين طايفه ظهر روز يك شنبه اول جمادى الثانى 987 ملكه و مادر پيرش را كشتند .
بارى ، پس از وقوع حوادث بسيار عباس ميرزا روز دهم ذى قعده 996 وارد قزوين - پايتخت - شد و در حالى كه بيش از هجده سال و دو ماه و نيم از عمرش نگذشته بود بر تخت سلطنت تكيه زد . وى از آغاز پادشاهى خويش تصميم گرفت در سر فرصت و به تدريج سران قزلباش را كه در زمان پادشاهى پدرش فتنهها انگيخته ، خونها ريخته بودند ، و همواره در امور كشور دخالت مىكردند از ميان بردارد . مخصوصا مصمم بود كشندگان مادرش را به سزا كيفر دهد و از اين رو بسيارى از سرداران معتبر قزلباش را اعم از اينكه گناهكار يا بىگناه بودند نابود ساخت ، و براى اين كه در ادارهء امور كشور كاملا بىرقيب باشد برادران و پسر عموهاى خود را غالبا كور و به زندان كرد . همچنين پسرانش را به بهانههاى كوچك از نعمت بينايى محروم ساخت يا كشت .
شاه عباس اول اندكى كوته اندام اما متناسب اعضا بود پيشانى كوتاه ، چشمان كوچك ، چانهء باريك و بينى بلند داشت ، و همواره لباس ساده مىپوشيد . در نوباوگى دانش بسيار نياموخت و فقط خواندن و نوشتن مىتوانست . اما چون هوش و حافظه قوى داشت بر اثر مصاحبت با بزرگان ادب و شاعران و هنرمندان به نويسندگى و شاعرى و نقاشى و موسيقى آشنا شد . با وزيران و سرداران و دانشمندان دربار خود به زبان فارسى ، و با صاحب منصبان و سربازان خود كه زبان تركى مىدانستند به آن زبان سخن مىگفت . وى به هنرهاى زيبا از جمله نقاشى ، مينياتور سازى ، كاشىسازى ، تذهيب ، خوشنويسى علاقه و توجه خاص داشت . اخلاق و رفتارش متناقض و جامع نيك و بد بود . هم بىرحم و سنگدل ، و هم مهربان و نرمخو بود .
گاهى بخشنده و گاهى خسيس و گرسنه چشم مىشد . زمانى خويشتنبين و خودراى و كينهتوز بود ، و ديگر زمان ملايم و درويش و باگذشت . گاه چنان غصب بر او چيره مىشد كه اطرافيانش بر جان خود بيم مىكردند ، و ديگر گاه آن سان به مدارا و گرمرويى با نوكران خود سخن مىگفت كه گفتى برادران اويند . شاه عباس سرداران و بزرگان فداكار خود را به انواع محبّت مىنواخت ، حتى گاهى زنان و كنيزكان خود را رها مىكرد و به آنان مىبخشيد . خود نيز زندوست بود . هنوز بيش از شانزده سال نداشت كه زنى چركسى گرفت ، و در سال 995 قمرى برابر 966 خورشيدى پسرش صفى ميرزا به دنيا آمد . و دو سال بعد در اواخر ذى حجه 996 در يك شب دو زن از شاهزادگان صفوى گرفت يكى اغلان پاشا خانم دختر سلطان حسين ميرزا ، و ديگرى مهد عليا خانم دختر عمويش . از آن پس نيز چند همسر ديگر گرفت .
جهانگردان خارجى عدهء زنان و كنيزكان حرم شاه عباس را از چهار صد تا پانصد تن نوشتهاند .
شاه عباس موسيقى را دوست داشت ، و خود نيز نوعى ساز مىنواخت ؛ شراب مىنوشيد ،
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1865
مساهمون: ژان شاردن
ص١٨٦٥