تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1869

مساهمون:

ص١٨٦٩
زيب كه پادشاهيش را از سال 1659 ميلادى ، 1038 شمسى و 1070 قمرى با زندانى كردن پدر پيرش آغاز نهاده بود و پادشاهيش مدت چهل و هشت سال به طول انجاميد در كار مذهب متعصب و خشك بود و به هنر و ادبيات و معمارى هيچ علاقه نداشت ، از اين رو هزاران معبد هندوان را ويران ، و هندوان را از كارهاى دولتى اخراج كرد . و به زمان سلطنت همين پادشاه جوب چارنوك انگليسى در سال 1690 ميلادى 1069 خورشيدى شهر كلكته را بنا نهاد . وى حافظ قرآن بود . خط نيكو مىنوشت ، با اين كه ثروت زياد داشت ، خود از راه كتابت قرآن و كلاهدوزى نان مىخورد . دخترش زيب النساء بود . دربارهء اين دختر هنرمند و نكته‌سنج حكايتها پرداخته‌اند . از جمله نوشته‌اند روزى كه در خدمت پدرش بود بناگاه آيينه‌اى گرانبها از ديوار فرو افتاد و شكست . اورنگ زيب بىاختيار گفت از قضا آيينهء چينى شكست . زيب النساء گفت : خوب شد اسباب خودبينى شكست . و نيز نوشته‌اند زيب النساء كه مخفى تخلص داشت روزى در باغ قصر به تماشا مىگذشت به جايى رسيد كه گلهاى نرگس شاداب در آن بسيار بود . بىاختيار چند گل چيد و بر سر زد . در آن روزگاران اگر دخترى گل نرگس بر سر مىزد نشان جفت‌جويى او بود . اتفاق را در آن دم پدرش او را ديد و تبسم كرد . مخفى دريافت ، شرمگين گشت و عذرخواهى را گفت :
نيست نرگس كه برون كرده سر از افسر من * به تماشاى تو بيرون شده چشم از سر من
بارى ، در سال 1662 ميلادى مطابق 1041 خورشيدى زمان سلطنت همين پادشاه چارلز دوم سلطان انگليس با كاترين براگانزا شاهزاده خانم پرتغالى ازدواج كرد ، و جزيرهء بمبئى را كه در آن روزگاران از آن پرتغاليها بود به عنوان جهيز به دست آورد . وى مدتى نه بسيار دير اين جزيره را در برابر مبلغى نسبة كم به كمپانى شرقى فروخت و همين معامله پس از مدتى منجر به نفوذ كامل و تسلط انگليسيان بر سراسر قارهء هند و مايهء بدبختى هنديان و همسايگان آنان شد ، و مجموع اين عوامل پس از مرگ اورنگ زيب امپراتورى بزرگ و پهناور وى را از هم پاشيد . روابط شاه عباس ثانى با دربار هند مدتى دوستانه بود و شاه ايران براى تحكيم بيشتر مناسبات در آغاز سلطنت اورنگ زيب بوداق بيگ را به هند فرستاد . پادشاه هند در جمادى الثانى 1071 قمرى 1039 خورشيدى از رسيدن سفير ايران به مرز هند آگاه شد ، و تنى چند از نزديكان عالى رتبه را با خلعتى شايان به پيشباز وى فرستاد . همچنين دستور داد از روز پيش از ورود سفير به دهلى بازارها را تزيين كنند . به هنگام درآمدن او به پايتخت در طول شش كيلومتر سربازان در دو رديف راه صف كشيدند ؛ و وقتى به دروازهء كاخ سلطنتى رسيد نوازندگان به نواختن ساز پرداختند و به نشانهء شادى توپها به غرش درآمدند . اورنگ زيب با نهايت محبت به بوداق بيگ خير مقدم گفت و از اين كه سفير ايران به رسم و آيين ايرانيان سلام كرد نارضايى نشان نداد . با شادى نامه‌اى را كه آورده بود با دو دست گرفت و به علامت احترام تا نزديك تاجش بالا برد . سفير را در كاخى خوش منظر رهنمايى كرد ، و با دست خود هدايايى به وى
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1869 | ژان شاردن / اقبال يغمايى