عادت مقدارى ترياك خورد و پس از صرف غذا با لباس مبدّل با امرد پسرى به نام حسن بيگ حلواجى به گردش رفت و پس از برگشتن قوطى فلونياى خود را كه در آن تركيبى از بنگ و ترياك بود طلب كرد . پرى خان خانم به سبب رنجيدگى از او مقدارى زهر كشنده به حبهاى فلونيا آميخت . شاه و حسن بيگ از آن خوردند و مردند و روز بعد جسد آن دو را بيرون آوردند .
مدت سلطنتش پانزده ماه و نوزده روز بود .
مير حيدر كاشانى متخلّص به رفيعى در تاريخ جلوس و مرگ شاه اسماعيل ثانى گفته است :
شهنشاه جم قدر گيتى پناه * كه مىخورد گردون به ذاتش قسم
پى تاجدارى روى زمين * برافراشت در دهر سالى علم
پس آن گه به شاهى زير زمين * به سال دگر در عدم زد قدم
دو تاريخ زيبنده مىخواست فكر * كه بر لوح عالم نگارد قلم
يكى بهر جاهش در اقليم دهر * يكى بهر عزمش به ملك عدم
« شهنشاه روى زمين » گشت ثبت * « شهنشاه زير زمين » شد رقم
شاه تهماسب سران سپاه و بزرگان دربار ، پس از مرگ شاه كه شب دو شنبه نوزدهم رجب 930 اتفاق افتاد تهماسب ميرزا را كه چهار شنبه 26 ذى حجه 919 برابر 892 شمسى مطابق 11 فوريه 1514 به دنيا آمده بود و هنگام مرگ پدرش ده سال و شش ماه و بيست و چهار روز داشت به سلطنت برداشتند . او در دوران تازه جوانى به خط نويسى و نقاشى شوق بسيار داشت و هر زمان از اين كارها خسته مىشد بر خرهاى مصرى كه پالانهاى گرانبها و مزين به جواهر داشتند سوار مىشد و با همسالان خود به بازى مىپرداخت . از اين رو شاعرى در حق وى سروده است :
بىتكلف خوش ترقى كردهاند * كاتب و نقّاش و قزوينى و خر
اما وقتى بيست ساله شد از اين كارهاى كودكانه بيزارى جست متعبّد و پارسا گشت ، ماليات شرابخانهها و قمار خانهها و روسپى خانهها را حرام شمرد و از دفاتر بيرون كرد . و آنچه را نجس مىپنداشت از خود دور مىكرد . و از جمله عاداتش اين بود كه نيم خورده خود را در آب و آتش مىريخت او در رفاه و آسايش مردم و خاطر نگهدارى سپاهيانش بغايت مىكوشيد از اين رو با اينكه مدت چهارده سال به سپاهيانش حقوق نداد هرگز لب به گله و شكايت نگشودند
وى در آغاز سلطنتش با مشكلات و دشواريهاى زياد مواجه شد . سالى چند به سركوبى مدعيان سلطنت پرداخت . وى در دوران سلطنتش كه پنجاه و سه سال و شش ماه و بيست و هشت روز به طول انجاميد جنگهاى زياد كرد كه مهمترين آنها نبرد با سلطان سليم عثمانى و جنگ با عبيد الله ازبك بود . اين دشمن قوى چنگ در اوايل سلطنت شاه تهماسب چندين بار به ايران حمله كرد و در هر يك از هجومهايش تلفات و خرابيها و خسارتهاى زياد به مشهد و هرات و ديگر شهرهاى بزرگ خراسان وارد آورد . از جمله پس از اين كه عبيد الله خان در سال 932 بر مشهد دست يافت به تصرف هرات رو آورد . سرداران سپاه كه در آن شهر متحصّن شده بودند چون دريافتند با كمى ذخيره خواربار و قلت مدافعان قادر