روز چهار شنبه نهم ژوئيه 1488 ميلادى برابر 867 شمسى ميان قزلباشهاى سلطان حيدر و نيروى متحد شروانشاه و امير يعقوب تركمن جنگ درگرفت و سلطان حيدر در اين پيكار كشته شد . على آقا نامى كه از جملهء هواداران امير يعقوب بود سر او را جدا كرد و پيش امير تركمن برد .
به دستور يعقوب سر پدر اسماعيل را در بازار تبريز گرداندند و سپس در منظر عام آويختند .
يكى از پيروان و معتقدان صفويان دور از نگاه دشمنان سر را ربود و در محلى امن به خاك سپرد .
اسماعيل كه سه شنبه بيست و پنجم رجب 892 برابر 17 ژوئيه 1487 به دنيا آمده بود در يك سالگى يتيم شد . ايبه سلطان و تركمنهايى كه از امير يعقوب فرمان مىبردند پس از مرگ وى كه يازدهم صفر 896 قمرى برابر 24 دسامبر 1490 اتفاق افتاد درصدد دستگيرى و كشتن وى برآمدند ( على قبلا در حوالى اردبيل كشته شده بود . ) اسماعيل از بيم دشمن به خانهء قاضى احمد كاكلى پناه برد . وى پس از آن كه سه روز آن طفل يتيم را نگهدارى كرد چون سرايش مورد سوء ظن قرار گرفت اسماعيل را به دست زنى به نام خان جان سپرد ، و او اسماعيل را كه در آن هنگام بيش از هفت سال نداشت نگهدارى كرد ، و جز پاشا خاتون دختر شيخ جنيد هيچ كس از مخفىگاه وى آگاه نبود . پس از چهار هفته تركمانها به خان جان نيز بدگمان شدند ، و آن زن پيشانديش اسماعيل را به زنى ديگر به نام اوبه سپرد . و چون در آن هنگام مأموران تركمانان همه خانهها را در طلب اسماعيل جستجو مىكردند ، او به طفل را به يكى از مسجدهاى متروك اردبيل برد و در آن جا از او پرستارى مىكرد . چون آن جا نيز محل امنى نبود اخلاص كسيشان صفوى اسماعيل را به رشت انتقال دادند . پس از مدتى حاكم لاهيجان كه در نهان به صفويان ارادت مىورزيد اسماعيل را به لاهيجان دعوت كرد . وى كه در آن زمان قابليت آموختن يافته بود در خدمت استاد شمس الدين خواندن و نوشتن و قراءت قرآن را فراگرفت .
پس از مدتى دربار آق قويونلو از بودن اسماعيل در لاهيجان آگاه شد و چند تن را به سردستگى رستم نامى به جستجويش فرستاد . صوفيان وى را در پناه خود گرفتند و چون رستم به حضور اسماعيل در مجمع صوفيان آگاه شد طرفدارانش او را در سبدى نهادند و با طنابى به سقف بلندى بالا كشيدند ، و چون رستم بدان خانه درآمد و اسماعيل را از آنان طلب كرد يكايك ايشان قسم ياد كردند كه اسماعيل در خاك ما نيست و بدين تدبير وى را از گزند دشمن رهاندند و اين كار به سال 876 خورشيدى برابر 903 قمرى و 1479 ميلادى اتفاق افتاد .
در اوايل سال 878 خورشيدى - 905 قمرى - اسماعيل كه بيش از سيزده سال نداشت به پشتگرمى صوفيانى كه از نقاط مختلف آذربايجان به درگاه وى گرد آمده بودند به خونخواهى پدر برخاست و پس از زيارت مقابر اجداد خود و ديدار مادرش به شروان تاخت و شروانشاه كشندهء پدرش را كشت . سپس الوند بيگ تركمان را در سال 880 خورشيدى - 907 قمرى مغلوب كرد و افزون بر هشت هزار نفر از سپاهيانش را كشت ، و پس از اين پيروزى بزرگ به تبريز درآمد و آن جا را پايتخت خود قرارداد .
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1853
مساهمون: ژان شاردن
ص١٨٥٣