تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1852

مساهمون:

ص١٨٥٢
ريتم موسيقى و رقص است . اين ساز را به طريق گوناگون مىنوازند كه معمول‌ترين آنها يكى بر هم كوبيدن آرام سينىها توام با لغزاندن و لرزاندن يكى بر ديگرى ، و طريق ديگر به صدا درآوردن يكى از سينىها به كمك كوبه طبل يا تمبال است . طنين سنج پر قدرت و آمرانه مىباشد . ( برگرفته از ستون اول صفحه 1346 جلد اول دائرة المعارف فارسى به سرپرستى دكتر مصاحب ) سن سيريل
Saint Cyrille
به سال 827 ميلادى در سالونيك متولد شد . او با همفكرى برادرش الفبايى اختراع كرد كه ساليان بسيار بلغارها ، روسيها ، سربيها با آن الفبا كتابت مىكردند . وى به سال 869 درگذشت . سن مارين نام جمهورى كوچكى در ايتاليا بوده كه از طرف مشرق با فلورانس مرز مشترك داشته است . اين جمهورى كوچك داراى 14 هزار نفر جمعيت و 61 كيلو متر مربع وسعت بوده و پايتختش سان مارينو
San Marino
بوده كه دو هزار نفر جمعيت داشته است . شاطر يكى از نشانه‌هاى مهترى ايرانيان داشتن شاطر است و هر صاحب جاهى هر چه عدهء شاطرانش بيشتر باشد فخيم‌تر مىنمايد . شاطرها را از سنّ شش يا هفت سالگى براى كارى كه در پيش دارند تربيت مىكنند . در سال اول وادارشان مىكنند كه يك نفس روزى يك فرسنگ بدوند و در سالهاى بعد به نسبت بر طول راه مىافزايند . در هيجده سالگى كوله‌بارى محتوى يك كيسه آرد يك تابهء مخصوص پختن نان و يك كوزهء پر از آب روى پشتش مىگذارند زيرا آنان وقتى مأمور مسافرت مىشوند براى كوتاه كردن راه از بىراهه مىروند و بايد نان و آب را با خود ببرند . شاطر در موقع گذراندن امتحان عريان مىشود و جز يك شلوار كوتاه چيزى بر تن ندارد . پاهايش را چرب مىكند و كمربندى كه جلو آن جايى كه از روى شكم مىگذرد سه زنگوله آويخته شده به كمر مىبندد و در چنين حالت بايد دوازده بار از جلو عالى قاپو تا دامنهء كوهى كه يك فرسنگ از شهر دور است بدود . هنگام اجراى اين مراسم كوچه‌هاى مسير شاطر از جمعيت خالى مىگردد و عده‌اى سوار همراهش حركت مىكنند تا شاهد دويدنش باشند . او بايد به نشان رسيدن به پاى كوه تيرى را كه مأمورانى به او مىدهند بگيرد و با خود بياورد طبالان هر بار كه شاطر به ميدان مىرسد طبلها را به صدا درمىآورند و زنهاى آواز خان صورتش را مىبوسند . شاطرهاى شاه از شاطران ديگر تيز تك‌تر و چالاك‌ترند و بر آنان مقدم مىباشند . نقل به معنى به اختصار از سفرنامه تاورنيه اسماعيل پسر سلطان حيدر ، پسر سلطان جنيد ، پسر صدر الدين ، پسر ابراهيم بود . مادرش علمشاه يا مارتا ، يا حليمه بيگى آغا نام داشت ، و وى از دسپينا خاتون همسر ازون حسن به دنيا آمده بود . از پيوند سلطان حيدر كه مردى سنگدل بود و هرگز گنهكاران را نمىبخشيد ، با دختر بزرگ ازون حسن سه پسر : سلطان على ، اسماعيل و ابراهيم به وجود آمدند .
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1852 | ژان شاردن / اقبال يغمايى