خورشيدى به قصد سفر به سرزمين تاتارها از اسپانيا بيرون شده هنگام ورود به ايران ، و رسيدن به سلطانيه به شرح مشاهدات خود در سفرنامهاش نوشته است :
سلطانيه در دشتى گسترده دامن جاى دارد . بىحصار است و در ميان شهر دژى برآمده از سنگ ديده مىشود كه برجهاى استوار دارد . سلطانيه شهرى است آباد و پر جمعيت و از لحاظ بازرگانى معتبرتر از تبريز . ابريشم گيلان از راه سلطانيه به سوريه و بعضى جاهاى ديگر صادر مىشود . در سراسر خيابانها و ميدانهاى زيباى شهر جويهاى آب روان است . ميرانشاه پسر تيمور از سر خفت عقل بسيارى از بناهاى مهم سلطانيه را ويران ساخت . مىگويند وى بر اين نيّت بود عماراتى باشكوهتر از آنچه وجود داشت بسازد . چون نتوانست براى اينكه نامش بر جريده عالم بماند به خراب كردن عمارات رفيعى كه پادشاهان و بزرگان پيش از او ساخته بودند ، پرداخت .
سلطانيه در نظر كنت دوسرسى :
سلطانيه با شهر قزوين فاصلهء زياد ندارد ، و در ميان جلگهء وسيعى واقع شده . وقتى وارد شهر شدم خودم را ميان ديوارهاى فرو ريخته و خانههاى ويران شده يافتم . قطعات بزرگى از عمارت سلطانيه روى زمين افتاده بود ، و در ميان گنبد حفرهاى ديده مىشد . مردم مىگفتند در آن نقطه سابقا قطعهء فيروزهء بزرگى نصب بوده و سربازان مهاجمى كه بارها به اين مكان راه يافتهاند براى تملك پارهاى از آن فيروزه به آن تيراندازى كردهاند در نتيجه چنين حفرهاى پديد آمده است .
اگر اين بناى بزرگ تعمير و ترميم نشود بىهيچ گمان ديرى نمىگذرد كه جهانگردان و محققان همچنان كه اكنون براى يافتن جاى نينوا و بابل در تلاشند دنبال محل اين بناى بزرگ بگردند .
گاسپار دروويل در سفرنامهاش آورده :
سلطانيه مشتمل بر ويرانههايى است كه در روزگاران گذشته بزرگ و سخت باشكوه بوده ، اما در اين زمان از آن آبادانيها جز آثار بنايى كه آرامگاه سلطان محمد خدابنده است و به ويرانه بدل شده و چند خانهء معمولى در آن نيست . مردمان مجاور سلطانيه سنگهاى مرمرين اين بناى قديمى ويران شده را براى ساختن خانه كندهاند و بردهاند . اردوگاه تابستانى شاه در نيم فرسنگى ويرانههاى سلطانيه است ، و روى تپهاى مشرف بر دشت ، و در وسط اردوگاه قصرى كوچك به شكل كلاه فرنگى ساخته شده كه محلّ سكونت زنان شاه به هنگام تشكيل اردوست .
دكتر هينريش بروگش آورده است :
سلطانيه در روزگاران گذشته مقر تابستانى پادشاهان قاجار بوده است . در دشت وسيع آن سربازان چادر مىزدند و به تعليمات نظامى مىپرداختند . قصر تابستانى ناصر الدين شاه نيز در سلطانيه است . در عقب اين قصر يك دژ و يك قلعه و چندين خانه به چشم مىآيد . بعد از قلعه خانهها و بناهاى شهر و مساجدى كه بيشتر آنها ويران يا نيمه خراب شده ديده مىشود و
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1849
مساهمون: ژان شاردن
ص١٨٤٩