تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1831

مساهمون:

ص١٨٣١
وى را به پذيرفتن آيين خود دعوت كرد . گشتاسپ به تشويق جاماسپ وزير دانا و هوشمندش آيين زردشت را پذيرفت و خلقى انبوه به پيروى از پادشاه خويش بدين دين گرويدند . آن گاه جاماسپ پوروچيستا
Pouruchista
دختر زردشت را به زنى گرفت . در آيين زردشتى احترام به چهارپايان مخصوصا گاو كه وسيلهء خيش كردن زمين و انواع فوايد است همچنين لزوم كار و كوشش ، پرهيز از دروغ گفتن ، توجه به كشاورزى و آبادانى ، منع گريه و سوكوارى توصيه شده است . چنان كه ياد شد كيش زردشت مبتنى بر خداپرستى است نام خدا آهورا مزداست و سپنتا مينو مقرب او ، و هفت امشاسپند مجرى مشيّت و اراده‌اش مىباشند . در كيش زردشتى ، آخرت ، روز شمار ، پل صراط
chinvant
ميزان داورى ، و بهشت و دوزخ به روشنى تمام تصريح شده ، و از آنچه محققان و پژوهندگان دربارهء زندگى و آيين و خشور بزرگ ايران باستان و مصلح نامور نوشته‌اند اين نكته مسلم است كه كيش زردشتى در زمان پادشاهى اردشير درازدست - از سالهاى 464 تا 422 پيش از ميلاد تا حمله اسكندر گجستك به اين سرزمين ، مذهب رسمى ايرانيان بوده است . سلاطين نخستين سلسله اشكانى به كيش با آفرين زردشتى اعتنا و توجه نداشتند ، اما پادشاهان متأخر اين طبقه آن را گرامى مىداشتند ، چنان كه بلاش - دوران پادشاهى از 77 تا سال 51 پيش از ميلاد - گروهى از دانايان و پژوهندگان را به جمع‌آورى و تدوين اوستا مأمور كرد . در دوران سلطنت سلاطين ساسانى خاصه در آغاز ظهور آن دين زردشت مذهب رسمى ايران بود . پس از ظهور اسلام حضرت رسول با زردشتيان به تساهل و اغماض رفتار مىفرمود و با زردشتيانى كه از زمان سيادت ايرانيان بر عربستان در آن سرزمين توطّن اختيار كرده بودند به مدارا و شكيبايى عمل ، و پيروان خويش را از آزردن آنان منع مىكرد . با اين همه شواهد نشان مىدهد كه پس از رحلت آن حضرت و گذشتن سالها بر اين حادثه رفتار مسلمانان نسبت به زردشتيان ناملايم‌تر از رفتار آنان به يهوديان و مسيحيان بوده است . متقابلا زردشتيان سعى كردند به مردمان خاصه به بد خواهان خويش تفهيم كنند كه آنان خداپرست ، و داراى كتاب آسمانى مىباشند . اندك اندك سخنان مبلغان زردشتيان مورد قبول مسلمانان قرار گرفت ، و از آن پس از آزار يا خراب كردن آتشكده‌هاى آنان سخنى به گوش نرسيد . اوستا را از كتب مسلم به شمار آوردند . - اوستا كنونى شامل پنج بخش يسنا ، يشتها ، و يسپرد ، خرده اوستا ، و ونديداد مىباشد - و حمايت آنان را لازم شمردند . چنان كه در سال 225 هجرى وقتى در سغد برخى از افراد پايين مرتبه حكومت و متزهدان قشرى به زردشتيان به نوعى تعدى كردند ، حاكم آنان را به شدت مجازات كرد . و نيز شواهد نشان مىدهد كه تا پايان قرن چهارم هجرى آتشكده‌هاى زردشتيان در بسيارى از نقاط فارس كه مركز آنان بوده است داير بوده است ، و آنان با آزادى تمام آداب و مراسم مذهبى و جشنهاى خود را بجا مىآورده‌اند ، چنان كه آتشكده آذر فرنبغ بر سر راه سيران به دارابگرد با عظمت و شكوه تمام داير بوده است ، و هنوز اين آزادى برقرار است .
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1831 | ژان شاردن / اقبال يغمايى