به هر روى در اين جا بيش از اين درباره زردشت و زردشتيان مجال گفتگو نيست ، اما گفتنى است بر خلاف آنچه شاردن نوشته زردشتيان آتشپرست نبودهاند ، بل كه به آب و آتش احترام بسيار مىنهادهاند و آلودن آنها را گناه مىشمردهاند .
اين نيز گفتنى است چون در زمان پادشاهى ساسانيان مردم به زبان اوستا آشنا نبودند آن را به زبان پهلوى برگرداندند و زند ناميدند ، و تفسير آن را پازند گفتند .
شت زردشت در هفتاد و هفت سالگى در دومين هجوم ارجاسپ تورانى به بلخ به دست بره ترك رش
Bratrok ros
يكى از افراد خانواده كرپ
KaraP
تورانيان كشته شد .
سرهنگ گاسپار دروويل
Drowvjlle
در سفرنامهاش كه در سال 1191 شمسى برابر 1812 نوشته زن ايرانى را چنين وصف كرده است :
بىگمان زنان ايرانى زيباترين و دلفريبترين زنان جهانند . با اينكه بسيارى از جهانگردان زيبايى زنان گرجى و چركسى را به حد مبالغه ستودهاند من بر اين باورم كه زنان هيچ كدام از اين دو سرزمين از نظر زيبايى با زنان ايرانى درخور برابرى نيستند . زنان ايرانى باريك اندام و خوش قد و قامتند . چهرهشان از زيبايى و لطافت طبيعى بهرهمند است . چون بدنشان كمتر در معرض تابش نور خورشيد قرار دارد پوست بدنشان سپيد و نرم و لطيف است .
گيسوانشان سياه و بلند است ؛ پيشانى سپيد و بلند ، ابروان كمند و پيوسته ، چشمان سياه و درشت و بادامى ، بينى قلمى ، و دهان كوچك دارند . آنان كه مىپندارند چشمانشان درشت نيست براى رفع اين نقص با ميل عاج به چشم خود سرمه مىكشند . با اين كه اغلب آنان قليان مىكشند دندانهايشان سپيد است . ذقنشان كوچك و صورتشان گرد و گردنشان بلند است .
همواره از زيبايى و خوشتراشى دست و بازوى خود مواظبت مىكنند ، و هر چند گاه يك بار به دست و پاى خود حنا مىبندند . زنان گرجى نيز گرچه بسيار زيبا و خوش منظر و خوش قد و بالايند اما هرگز جذابيت و دلفريبى و هوسانگيزى زنان ايرانى را ندارند . زنان ايرانى به پيرايه و زيور چندان دلبستگى دارند كه باور نمىتوان كرد حتى آنان كه فقيرند از داشتن زينت آلات محروم باشند . به اعتقاد من زنان ايران پاكدامنترين و پر آزرمترين زنان روى زمينند . ديد و بازديدهاى زنان ايران بيشتر در حمام صورت مىگيرد . آنان در آن جا رازهاى خويش را با هم در ميان مىنهند . از شوهرانشان و روابط ايشان با ديگر زنان و كنيزان خود سخن مىگويند . از عروسىهايى كه بستگان يا همسايگانشان در پيش دارند ، از روابط زنان آشناى خود با شوهرانشان صحبت مىكنند . شگفت اين كه بيشتر موضوع صحبتشان دربارهء نقاط ضعف و نقائص احتمالى ديگران مىباشد .
گفتنى است كه بر اطلاق زيبايى زنان در نظر مردمان اقاليم مختلف متفاوت است .
ريدك خوش آرزو غلام خاص خسرو پرويز كه دانا مردى با ذوق و نكتهسنج و به دقايق لطايف و ظرايف آگاه بود زيبايى زن را چنين وصف كرده است : زيباترين زنان و جذابترين زنان آنست كه نه كم سال و نه بزرگ سال باشد نه دراز بالا و نه كوتاه قامت ، نه لاغر و فربه ؛ خوش قامت ، زيباروى ، خوش اندام ، با پيشانى صاف ، كمان ابروان ، بادامى چشم ، بينى به اندازه ،