تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1833

مساهمون:

ص١٨٣٣
لبها به رنگ عقيق و باريك ، تنگ دهان ، مرواريد دندان ، خوش‌خند ، چانه گرد ، گردن چون صراحى ، رنگ چون دانه‌هاى انار ، با پوستى چون حرير ، مشكين موى ، سيب پستان ، كمر باريك چون زنبور ، نرم شكم با نافى زرافشان ، زيبا سرين ، كوچك پا ، خوشبوى ، و با آوايى نرم ، و كم گوى و با شرم ( تاريخ ثعالبى ترجمه محمد فضايلى ) و وصف زن زيبا در داستان شيرين سمك عيار چنين آمده است : سروى ديد روان ، رويى ماه شب چهارده ، بالايى چون سرو ، و گيسويى چون كمند سياه ، خنديدنى چون صبح ، خراميدنى چون كبك ، جلوه كردنى چون طاووس ، اشكمى چون آرد كه ده بار به حرير ببيزى و به روغن به سرشى ؛ و زنخدانى سيمين ، دهانى چنان كه چون سخن گفتى فهم نتوانستى كردن كه سخن مىگويد ، بينى چون تيغ درم ، چشمى چون چشم گور ، گردنى چون گردن غزالان ، دندانى چون در ، جبهه‌اى چون تخته سيم ، عارضى چون گل . ( صفحه 622 سمك ) . زنجان از نظر گاه كنت دوسرسى زنجان شش هزار نفر جمعيت دارد و مركز ايالت كوچكى است . مردم اين شهر ناآرام ، پرخاشگر ، جنگ‌طلب و شريرند . شهر مفلوك و فقير است و در بازارهايش جز پاره پارچه‌هاى بىفايدهء و مقدارى سبزيهاى نيم پلاسيده چيزى نديدم . غالب خانه‌ها در حال ويرانى است ؛ اما چنين مىنمايد كه در زمانهاى گذشته آبادان و بزرگ بوده است . آثار نقاشيهاى زيبا در بعضى ديوارهاى نيمه فرو ريخته شهر نمايان است ؛ همچنين جا به جا نشانه فواره‌ها و درهاى منبت كارى شده و خرده شيشه‌هاى رنگين ديده مىشود . دكتر هينريش بروگش در سفرنامه‌اش چنين نوشته : زنجان در دشتى وسيع و مرتفع كه پنج هزار پا از سطح دريا بلندتر است واقع شده . در خيابانهايش ديوارهاى گلى و بناها و مناره‌هاى نيمه ويران ديده مىشود . در راه به مسجدى رسيديم كه گنبدى مزين به كاشيكارى بس زيبا داشت ؛ اما چون در نگهدارى و مرمت آن نكوشيده بودند در شرف انهدام بود . چنين مىنمود كه در روزگاران گذشته اين شهر وسعت و آبادانى زياد داشته و يكى از شهرهاى بزرگ ايران بوده است . اين شهر را اردشير بابكان 226 سال پس از ميلاد مسيح ساخته و بر اثر حملات مغولان ويران و غارت شده در سالهاى اخير نيز در نتيجه جنگ قواى دولتى با بابيها آسيب فراوان ديده است . هواى زنجان سرد است . وضع مردم خوب نيست . فتحعلى شاه ميان شهر قصرى ساخته كه در زمان سابق بسيار مجلل و با شكوه بوده اما اكنون رو به ويرانى نهاده است . تيرهاى تلگراف كه تازه در كنار جاده نصب شده و تا تهران امتداد دارد براى ما راهنماى خوبى بود . بنا به نوشته گاسپار دروويل زنجان شهرى است كهن در ميان دشتى سنگلاخ و باير و مركز حكومت منطقه خمسه مىباشد . اين شهر بر اثر هجوم سپاهيان تيمور ويران و از آن پس بازسازى شده اكنون داراى جمعيت زياد مىباشد ؛ و در تيول يكى از منسوبان شاه است كه بيش از پانزده سال ندارد .