تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1821

مساهمون:

ص١٨٢١
خواجه نصير الدين طوسى صور الكواكب عبد الرحمن صوفى را ترجمه كرده و به خط خود نوشته . اين كتاب نفيس نخست جزو كتابهاى كتابخانه رصد خانه سمرقند درآمده سپس به تصرّف سلطان احمد جلاير درآمده و اكنون در كتابخانه استانبول است . خط الغ بيگ و سلطان احمد جلاير بر پشت اين كتاب است . خواجه نظام الملك : حسن بن على بن اسحاق معروف به نظام الملك از دهقانان طوس ، و پدرش على مكنى به ابو الحسن از مقربان ابو الفضل سورى حاكم خراسان بود . بنا به قولى كه ظاهرا صحيح مىنمايد خواجه روز جمعه بيست و يكم ذى قعده سال 408 قمرى - 397 شمسى - در نوقان طوس به دنيا آمد . بيش از چند ماه از عمرش سپرى نشده بود كه مادرش زمرد خاتون درگذشت و على او را به دايه سپرد . چون قابليت تعليم يافت به مكتب رفت . در تازه جوانى به مرو سفر كرد و به زيارت عارف معروف شيخ ابو سعيد ابو الخير نايل شد . پس از آن كه مسعود غزنوى در سال 429 در جنگ دندانقان از سلجوقيان شكست خورد ، سورى كه از طرف غزنويان حكومت خراسان را داشت همهء دارايى پدر خواجه را به تملك خود درآورد و به غزنه گريخت . از آن پس خواجه به بلخ رفت و در دستگاه على بن شاذان كه از سوى چغرى بيگ برادر طغرل حكومت آن شهر را داشت به دبيرى پرداخت . حاكم بلخ مردى گرسنه چشم و خسيس طمع بود و هر چند گاه يك بار آنچه خواجه اندوخته بو مىگرفت ، و به دو گفت : « اى حسن ، تو كاتبى و ترا قلمى بس باشد . » خواجه مدتى بر طمع و رفتار بد حاكم صبورى كرد اما سرانجام ناشكيبا شد ، و در سال 443 با دو پسرش فخر الملك و مؤيد الملك به خدمت داوود چغرى بيگ پدر آلب ارسلان رفت . وى چون نشانه‌هاى هوشمندى و كفايت در جبين حسن ديد او را به پسرش سپرد و سفارش كرد كه پيوسته گراميش بدارد . در زمان پادشاهى آلپ ارسلان خواجه به او خدمات شايان كرد و به همت وى حدود حكومت سلجوقيان گسترش بسيار يافت ؛ و آن گاه كه آلپ ارسلان بقراط پادشاه ابخاز را شكست داد و با او صلح كرد دخترش را به زنى گرفت ، و چون شاه به ايران بازگشت دختر بقراط را طلاق داد و زن خواجه كرد . خواجه در سال 457 قمرى نظاميه بغداد را بنا نهاد . آلپ ارسلان روز دهم ربيع الاول 465 قمرى به دست يوسف خوارزمى مضروب شد و چون زخمش كارى بود وليعهد هفده ساله‌اش را به خواجه سپرد . خواجه نظام الملك كه مدت دوازده سال وزارت اين پادشاه را كرده بود از اين پس وزارت پسرش را به عهده گرفت و به وى نيز خدمتهاى شايان كرد ؛ اما اندك اندك بر اثر سعايت گرانجانان روابط او و شاه تيره شد ، و سرانجام شب جمعه يازدهم رمضان در ديه صحنه نزديك نهاوند و به دست ابو طاهر ارانى كه در لباس صوفيان درشده بود به قتل رسيد ، و پنج هفته بعد روز جمعه 15 شوال 485 برابر 23 نوامبر 1092 ملكشاه نيز در سى و هشت سالگى درگذشت و به قولى به وسيله كسان و