ضخيمى پنهان كرده باشند . آنان همين كه مردى را ببينند با شتاب تمام مىگريزند . حضور زن در برابر مرد به اعتقاد عيسويانى كه به آداب و سنن مسلمانان خو پذير شدهاند گناهى بزرگ به شمار مىآيد . دختر تا وقتى شوهر نكرده نبايد سكوت خود را بشكند و مجبور است با اشاره نيت و مطلب خود را بفهماند . اين رسم چنان رعايت مىشود كه زن پيش از آن كه نخستين فرزندش را به دنيا آورد نمىتواند با پدر و مادر خود هم به آزادى سخن بگويد ؛ به عبارت ديگر جوانى اين تيرهروزان تحت شرايط و رسومى به سر مىرود كه حتى از سادهترين حقوق انسانى محرومند .
از صفات مشخص ارمنيها دو صفت بسيار بد حسد و خسّت است . چهرهء مردمان ارمنى پريدهرنگ ، و نگاهشان بيانگر تشويش و نگرانى عميق مىباشد .
دكتر هنرى بروگش استاد دانشگاه برلين و شرقشناس معروف كه در سال 1861 ميلادى ، 1240 شمسى و 1278 اواسط پادشاهى ناصر الدين شاه به ايران آمده است در سفرنامهء خود راجع به تفليس نوشته است : رودخانهء كورا با جريان تند از تفليس مىگذرد و بر دو طرف آن خانههايى كه سقف اتاقهاى آنها از سفالهاى سبزرنگى با بىسليقگى پوشيده شده ديده مىشود . قسمت جديد شهر در يك طرف و قسمت قديم آن در سوى ديگر رودخانه است .
خيابانهاى قديم قسطنطنيه نسبت به بولوار عمده تفليس كه خانههاى خارجيان در آن واقع است بسيار تميز و زيبا مىنمايد . سطح بولوار را گل و لجن فراگرفته و ناهمواريها چنان عميق است كه تا زانوى اسبها در لاى و لجن فرو مىرود و آنان كه بر اسب سوارند ناچارند ركاب و پاهاى خود را بالا نگهدارند تا آلوده به گل و لجن نشود .
تفليس شهرى شگفتانگيز است ، ظاهرا ساكنان آن گرجى مىباشند ، اما جمعيتهاى مختلفى از همهء كشورهاى اروپا از شمال تا جنوب ، همچنين آسياييها ، و بتخصيص ايرانيها در آن جا زندگى مىكنند . مردان و زنان گرجى ، مخصوصا زنان اين سرزمين بسيار زيبا و خوشاندام مىباشند . ابروهاشان كمانى و چشمانشان سياه است ، و اين محاسن به راستى آنان را دلربا و فريبا مىنمايد . مردان نيز خوشاندام و رشيد و جنگجو مىباشند . بر اطلاق گرجيهاى اصيل مردمانى خوشذوق ، خوشرو ، مجلسآرا ، لطيفهپرداز ، بذلهگو و نجيب مىباشند . زنان اروپاييان ساكن گرجستان از زيبارويان اين سرزمين بدشان مىآيد زيرا چنان كه گفته شد زنان گرجى چندان دلفريب و جذابند كه مردان اروپايى آسان دلباخته آنان مىشوند . به همين سبب ميان بسيارى از زنان اروپايى ساكن گرجستان با شوهرانشان جدايى افتاده است .
ارامنهء ساكن گرجستان غالبا تجارت و كسب مىكنند . عدهء قليلى از جوانان آنها نيز در ارتش يا ادارات روسيه به خدمت پرداختهاند و غالبا دارا مىباشند . تاتارها كه كلاهپوست نوكتيزى بر سر مىگذارند و بدين نشان شناخته مىشوند غالبا به كارهاى پست اشتغال دارند و فقيرند . عدهء ايرانيان در تفليس بسيار است و هر سال در حدود ده هزار نفر به اين شهر مىآيند تا تجارت يا بنايى كنند ، يا به كارهاى ديگر بپردازند ، و چون روسيها از ايرانيان مىترسند بر آنان سخت مىگيرند و هر سال در حدود صد نفر از آنها را كه مظنون شوند مىربايند و به سيبرى
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1805
مساهمون: ژان شاردن
ص١٨٠٥