محتاج به آتش نيست . آب گرمش بسيار صاف ، خوشمزه ، و چشمهء آب سرد هم نزديك همان چشمهء آب گرم است . در همهء حمامها لولههاى آب گرم و سرد پهلوى هم به حوضها مىريزد .
اين آب بدن را بسيار نرم مىكند .
اعاظم روسيه ساكن تفليس ، عمارات و بيوتات بسيار عالى و باغات خيلى باصفا ساختهاند . از مرد و زن نه چندان صورتهاى خوب هست كه توان ذكر شمهاى از آن را نمود . زن و مرد بىعصمت و هرزهاند . شرابخانه و قحبه خانه بسيار است . هر كه هر قسم هرزگى خواهد كند اسباب آن موجود و مانع مفقود است .
كاروانسراهاى بسيار خوب دارد . بسيار شهر آباديست و بزرگ . عرض شهر كم ، طولش بسيار است . همه چيز از اجناس و مأكول و مشروب موجود است . هر قسم ميوه به عمل مىآيد .
سيب بسيار خوبى دارد و تا سيب نو دوام مىكند .
تجّار خيلى معتبر صاحب دولت از هر ملتى در شهر تفليس هست و يهود هم بسيار دارد .
به هر جهت از شهرهاى خوب عالم است . اهل صنايع از هر قسم موجود است . ابريشم زياد به عمل مىآورند . آنچه فعله در اين شهر ديده شد از اهل آذربايجان و خلخال و خمسه و طارم بود .
آن قدر زياد شراب و گوشت خوك در اين شهر مصرف مىشود كه به حساب نيايد .
مردمش بسيار پاكيزه و خوش لباسند . از اهل تفليس آنچه مسلماند و از اهل گرجستان ، لباس زن و مردشان و زبانشان با نصاراى آن جا مثل هم است . زنها هم به رسم نصارا پرده نمىكنند .
دو قسم حمام دارند يك دو حمام به رسم حمامهاى ايران است ، ولى مسلم و نصارا و يهود با هم مىروند . از روسيه هر كه به حمام آيد لنگ نمىبندند . حمام ديگرشان دهليزى است طولانى . از دو طرف درها دارد . صاحب حمام در اين دالان بر صندلى نشسته است . كرسيهاى ديگر هم به جهت مردم گذاشتهاند . مىنشينى و به صاحب حمام مىگويى كه مىخواهم به حمام بروم . ساعت را نگاه كرده درى را باز مىكند . داخل حجره مىشوى . اگر رفيقى هم دارى زن يا مرد ، بدون پرده و پنهان آشكارا با خود مىبرى . وضع آن حجره سه ذرع در سه ذرع از سنگ تراشيده ساختهاند دو تخت چوبى در دو طرف گذارده است . هر يك به قدر يك نفر ، تنها هستى يا با رفيق ، لخت مىشوى . لنگ نيست مگر از خود برده باشى . از اين حجره داخل حجرهء ديگر مىشوى . به همين وضع و اندازه ، فرقى كه دارد وسط حجرهء ثانى حوضى است يك ذرع و نيم در يك ذرع و نيم كه به قدر يك ذرع و يك چهار يك عمق دارد . دو لولهء آب سرد و گرم صاف از ديوار مشرف بر حوض نصب است . هر قدر بخواهى آب گرم و سرد از آنها مىآيد .
بدون اذن ، احدى قدرت بر دخول در آن حجره ندارد . هر گاه تنها آمدى يا رفيقى دارى كه مىخواهى بيايد آواز مىكنى ، آدم مخصوصى جهت اين كار حاضر است اجرت معينى دارد . به او مىگويى برو به فلان زن يا فلان مرد كه رفيق من است بگو بيايد . مىرود مىآورد يا رفيق بخصوصى ندارى و ميل دارى آدمى بياورد به همان شخص مخصوص مىگويى زنى مىخواهم .
فورى حاضر مىكند . قيمت او را قطع كرده تسليم مىكند . از مشروب و ماكول آنچه بخواهى
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1807
مساهمون: ژان شاردن
ص١٨٠٧