صد تومان مژدگانى مىگيرد . اما در اصفهان باران به ندرت مىبارد .
اين شهر در نود درجه طول و سى و دو درجه و چهل دقيقه عرض در ايالت عراق عجم واقع است و در جلگهء وسيعى افتاده كه سه طرفش از پانزده تا بيست فرسنگ امتداد دارد .
در جانب جنوب پايتخت به فاصله دو فرسنگ كوه نسبة مرتفعى است كه در قلّهاش آثار يك قلعهء قديمى وجود دارد . وسعت اصفهان و محلّات خارج آن كمتر از بزرگى شهر پاريس نيست ، اما بيش از يك دهم پايتخت فرانسه جمعيت ندارد ؛ و سبب عدم نسبت جمعيت با وسعت شهر اينست كه هر خانواده صاحب يك خانهء جداگانه مىباشد كه باغى نيز بر سر آنست .
از بيرون شهر از هر سو به آن بنگرند نخست منارههاى مسجد ديده مىشود و از پس درختان خانهها . به عبارت ديگر اصفهان از بيرون به جنگل بيش از شهر شباهت دارد .
حصار و باروى اصفهان از گل و خشت ساخته شده و داراى چندين برج بدون كنگره است . خندقش هميشه خشك مىباشد . ده دروازه دارد كه همه از گل و خشت ساخته شده و فاقد استحكام است . كوچههاى اصفهان همه تنگ و كج و معوج و تاريك و انباشته از زباله است ، و اگر هوايش خشك و سالم نبود بىترديد هميشه بيماريهاى مختلف در آن شيوع داشت .
جلو هر خانه گودالى براى ريختن انواع كثافات حفر شده ، هر روز صبح باغداران و كشتگران اين كثافات را بار خر مىكنند و به باغها و كشتزارها مىبرند . شگفت اين كه چون ارامنه و يهوديان شراب بيشتر و غذاهاى نيرو بخشتر مىخورند و مدفوعشان براى تقويت زمينهاى زراعى بهتر است به حمل آنها راغبتر مىباشند .
كوچهها سنگفرش نيست ، به همين جهت وقتى اندك بادى بوزد فضا پر از گرد و غبار مىگردد ؛ اما در زمستان بر اثر ريزش برف و باران پا تا قوزك در گل فرو مىرود .
يكى ديگر از موجبات كثيف بودن كوچهها اين است كه قصابها گوسفندان را در كوچه ذبح مىكنند و روده و احشاء آنها را همان جا باقى مىگذارند و اگر اسب يا قاطر و خر كسى بميرد نعشش را در كوچه مىاندازند . ( تارونيه )
مختصر نوشتههاى دكتر هينريش بروگش دربارهء كاخ هشت بهشت و كاخ چهل ستون و اشاره به اخلاق و ظاهر اصفهانيها
وصف كردن كاخ هشت بهشت را نمىتوانم . بنايى رؤياانگيز و افسانهايست . سبك اين بنا نه چينى است نه هندى و نه ايرانى ، بلكه آميزهايست از مجموع آنها كه با مهارت و ذوق خارق العاده تلفيق شده و هستى يافته است . وقتى آدمى به نقاشيها و آثار هنرى و ريزهكاريهايى كه در سراسر آن متجلى است مىنگرد غرق شگفتى مىگردد . از همه ديدنىتر نقاشيهاى هنرمندانه سقف رفيع مركزى تالار است كه منظرهء آسمان را مىنمايد . در ميان بلندترين قسمت گنبد صورت خورشيد با اندازهگيريهاى دقيق چنان نقاشى شده كه در روز نور به وضعى بر آن مىتابد كه مىدرخشد ؛ و شبها از پرتو چراغها و شمعهايى كه روشن مىشود چون ماه مىتابد .
همچنين در سقف آينهكاريها و زركاريها و تصاويرى از پسران به صورتى بس هنرمندانه و بديع
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1768
مساهمون: ژان شاردن
ص١٧٦٨