مختصر آنچه كنت گوبينو دربارهء اصفهان نوشته است :
اطراف اصفهان را باغهاى پر درخت و بيشه مانند فرا گرفته است . رنگ و روى مردم اصفهان بهتر و روشنتر از رنگ اهالى جنوبيهاست ، و آرامتر و شادتر از شيرازيها مىباشند . آب رودخانهء زاينده رود كمى از آب رود مانزانارس (
Manzanares
) ( نام رودى در اسپانيا كه از مادريد مىگذرد ) بيشتر است . اين رود در زمستان طغيان مىكند و گاهى خرابيها به بار مىآورد .
در روزگاران گذشته اصفهان آبادتر از زمان حال بوده ؛ نوشتهاند در قرن هفدهم ميلادى جمعيت اين شهر از ششصد و هفتصد هزار نفر تجاوز مىكرده اما اكنون بيش از پنجاه شصت هزار تن جمعيت ندارد ؛ و بسيارى از محلات و خانههاى آن ويران گرديده است .
اصفهان در حمله افغانيها آسيب فراوان ديدهء اما به كاخهاى مجلل و باشكوهش كمتر صدمه رسيده است . كاخهايى كه چهار باغ تام دارند كم نظيرند و فقط در چين همانند آنها را مىتوان يافت ؛ و اين شباهت را از آن مىآورم كه سبك بنا و تزيينات و نقاشيهاى ابنيهء اصفهان همانند قصور پادشاهان چين مىباشد و يادآور مناسبات و روابط نزديكى است كه پس از حمله مغول بين چين و ايران ايجاد شده است .
هنوز چهار باغ همانند بولوارى با شكوه و زيبا مىنمايد و در دو طرفش بناهاى عالى ديده مىشود . در فواصل طول اين خيابان استخرهاى زيبايى وجود داشته كه آب روان از آنها مىگذشته و اكنون چالههايى انباشته از آب راكد است ؛ و به جاى باغچههاى قديمى كه در دو طرف خيابان اصلى وجود داشته و آن را از دو خيابان كم عرض كنار عمارتها جدا مىكرده جز علفهايى كه دسته دسته و به طور درهم برهم روييده چيزى ديده نمىشود ؛ ولى چنان كه گفتم بسيارى از عمارات عالى همچنان با شكوه جلوهگر است ؛ از آن جمله مدرسه مادر شاه كه به همت يكى از شاهزاده خانمهاى صفوى ساخته شده با ابهت و عظمت تمام خودنمايى مىكند ؛ حتى در عظيم و نقرهكارىشدهاش كه يكى از هنرمندان تبريزى با استادى و مهارت تمام ساخته پابرجاست .
در حياط كوچك اين مدرسه كه درختان سر به آسمان افراشته بر آن سايه انداختهاند ميوهفروشان بساط افگندهاند تا كار ميوه خريدن مدرسان و طلّاب را آسان كنند . حياط داخلى مدرسه باغ وسيع چهار گوشهايست كه ميان آن چهار باغچه كه در هر كدام چند درخت چنار بزرگ و بوتههاى گل سرخ و ياسمن است ديده مىشود .
در انتهاى خيابانهاى درختناك ، سه در بزرگ كه به تالار عظيم گنبددارى راه دارد در نظر مىآيد ، و در كنار هر يك از درها دو منارهء كوچك كه هر كدام منتهى به گل دستهايست وجود دارد . سراسر بدنه گلدستهها پوشيده از كاشيهاى آبى رنگ زيبا و ظريفى است كه بر حاشيهء آنها كلماتى به خط عربى و كوفى با رنگ سياه و زرد نقش شده است .
در حجرههاى اين مدرسه طالبان تحصيل علوم دينى كه از هر جا گرد آمدهاند سكونت دارند . بانوى بانى مدرسه تا زمانى كه زنده بوده هفتهاى يك بار با گروهى از زنان به مدرسه مىآمده ، لباسهاى چرك طلاب را با لباسهاى تميز عوض مىكرده ، و اهتمام بسيار داشته كه