آنان بىهيچ نگرانى با نهايت جديت به ادامهء تحصيل اشتغال داشته باشند .
مسجد شاه يكى ديگر از بناهاى باشكوه و پر عظمت اصفهان است . گنبد زيباى اين مسجد داراى كاشيكاريهاى نادرى است كه نقشهاى اسليمى زرد جالب توجهى آن را زينت داده است . اين مسجد در ضلع جنوبى ميدان بزرگ مستطيل شكلى كه بيشتر بناهاى بزرگ در اطرافش ساخته شدهاند واقع شده است . در دوران صفويان جشنهاى مهم در اين ميدان برپا مىشده است . و پادشاهان از بالاى بناى بلند عالى قاپو منظرهء جشن را تماشا مىكردهاند .
عالى قاپو همانند كلاه فرنگى عظيمى است كه همهء درباريان ، سفيران كشورهاى بيگانه ، روحانيان بزرگ ، امراى لشكر و بزرگان عشاير در آن جا مىگرفتهاند . ايوان عالى قاپو چندان بلند است كه نه تنها از بالاى آن سراسر شهر ديده مىشود بلكه بسيارى از نقاط حومهء شهر ديده مىشود .
چهل ستون كهنترين بناهاى بزرگ اصفهان است . اين بنا از اين نظر كه آميزهاى از سليقه بناهاى چينى و ايرانى است و نيز از اين جهت كه داراى جالبترين و هنرمندانهترين نقاشىهاست امتياز خاص دارد .
ناصر خسرو در سفرنامهء خود دربارهء اصفهان آورده است :
« هشتم صفر سنهء اربع و اربعين و اربعمائه بود كه به اصفهان رسيديم . از بصره تا اصفهان صد و هشتاد فرسنگ باشد . شهرى است بر هامون نهاده ، آب و هوايى خوش دارد ، و هر جا ده گز چاه فرو برند آبى سرد و خوش برآيد ؛ و شهر ديوارى حصين و بلند دارد ، و دروازهها و جنگگاهها ساخته ، و بر همهء بارو كنگرهها ساخته ؛ و در شهر جويهاى آب روان و بناهاى نيكو و مرتفع دارد . ميان شهر مسجد آدينهاى بزرگ و نيكو ؛ و باروى شهر را گفتند سه فرسنگ و نيم است ، و اندرون شهر همه آبادان كه من هيچ از وى خراب نديدم و بازارهاى بسيار ، و بازارى ديدم از آن صرافان ، كه اندر او دويست مرد صراف بود ، و هر بازارى را دربندى و دروازهاى ، و همه محلتها و كوچهها را همچنين دربندها و دروازههاى محكم و كاروانسراهاى پاكيزه بود ؛ و كوچهاى بود كه آن را كوطراز مىگفتند ، و در آن كوچه پنجاه كاروانسراى نيكو ، و در هر يك بيّاعان و حجرهداران نشسته ؛ و اين كاروان كه ما با ايشان همراه بوديم ، يك هزار و سيصد خروار بار داشتند كه در آن شهر رفتيم ، هيچ بازديد نيامد كه چگونه فرود آمدند ، كه هيچ جا تنگى موضع نبود ، نه تعذر مقام و علوفه . . . و مردم آن جا مىگفتند هرگز بدين شهر هشت من نان كمتر به يك درم كس نديدهاست . و من در همهء زمين پارسىگويان شهرى نيكوتر و جامعتر و آبادانتر ، و ارزانتر از اصفهان نديدم . و گفتند اگر گندم و جو و ديگر حبوب بيست سال نهند تباه نشود . و بعضى گفتند پيش از اين كه بارو نبود هواى شهر خوشتر از اين بود ، و چون باروها ساختند متغيّر شد . »
اصفهان از نظر پاتينجر : در طى مدت هشت يا نه روز اقامت در اصفهان بيشتر اوقاتم به ديدن كاخها و باغهاى ديدنى اين شهر بزرگ و با شكوه سپرى شد . در يكى دو قصر از ديدن نقاشيهاى جالب و تماشايى آن لذت بسيار بردم . چهرههاى اين تابلوها با صورتهاى واقعى تطابق
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1771
مساهمون: ژان شاردن
ص١٧٧١