داد كه لشكريانش از محاصره دست بكشند . او كوشيد به طريق ديگر دشمن را به زانو درآورد .
اتفاق را شبى ديد كه يكى از قلعههاى سيراكوز چنان كه بايد حفاظت نشده ، و در دم فرمان داد به ناگاه از همان جا حمله برند و شهر را به تصرف درآورند .
در اين هنگام ارشميدس تنها در گوشهاى نشسته بود و چنان به حل يك مسألهء هندسى پرداخته بود كه نه غوغاى درآمدن سپاهيان دشمن را به سيراكوز شنيد ، و نه از تصرف شهر به دست ايشان باخبر شد . ناگهان يكى از سربازان دشمن را بالاى سر خود ديد كه به او فرمان مىداد نزد مارسلوس برود ، و چون ارشميدس به منظور اتمام حلّ مساله از اجراى دستور سرباز سرپيچى كرد سرباز خشمگين شد و خواست با شمشيرش او را بكشد . ارشميدس التماس كرد چندان وى را فرصت دهد كه حل مسأله را به پايان برد ، و از آن پس هرچه خواهد بكند اما آن سرباز نااهل كه ارج دانش را نمىشناخت برآشفته شد و وى را كشت .
مارسلوس از كشته شدن چنان دانشمند بزرگ غمگين شد و بر سر مزارش عمارتى عالى بنا كرد . و مردم سيراكوز به پاى مجسمهاى كه به پاس خدماتش كنار مزارش ساختند يك كره و برخى آلات و اسباب هندسى نقش كردند .
كتابهاى كره و استوانه ، اندازهگيرى مساحت دايره ، مأخوذات ، تربيع دايره ، و چند كتاب ديگر از آثار ارزندهء اين دانشمند است . پى يعنى نسبت محيط دايره به قطر آن ، هم او معلوم كرد .
اسبها مختصر آنچه تاورنيه در سفرنامهاش راجع به اسبها و خرهاى ايران نوشته است .
اسبهاى ايرانى كوچكتر از اسبهاى ما مىباشند ، اما آرام ، ملايم رفتار ، و كم خوراكند ، در هر شبانه روز يك توبره كاه و مقدارى جو به هر كدام مىدهند و وقتى قصيل به دست مىآيد مدت بيست روز آنها را به اين خوراك مىبندند كه سبب تصفيه معدهشان مىگردد .
ايرانيان اسب را اخته نمىكنند و مدت هجده سال به طور متوسط از آن كار مىكشند . در زمستان ميخهاى تازهاى كه سرشان برجسته است به نعلشان مىزنند تا روى زمينهاى يخزده نلغزند .
در ايران دو قسم خر هست . يك قسم كه براى باركشى از آنها استفاده مىشود ؛ و يك قسم ديگر كه نژادشان بهتر است و خوش هيكلتر و چالاكتر و تند رفتارترند و قيمتشان گرانتر مىباشد . براى سوارى .
سر و گردن و دست و پاى خرها را هم گاهى مثل دست و پاى اسبها رنگ مىكنند و بازرگانان و دكانداران عمدهء اصفهان براى رفتن به محل كسب و كار خود بر خر سوار مىشوند
استرابن جغرافىدان معروف كه قريب به سال 58 پيش از ميلاد در آماسيا
Amasya
كاپادوكيه به دنيا آمده است . وى مؤلف يك مجلد كتاب جغرافياى مفصل و گرانقدر مىباشد . در حدود سال 25 بعد از ميلاد درگذشته است .
اسطرلاب چيست ؟ اين آلتى است يونانيان را ، نامش اسطرلابون ، اى آيينهء نجوم . و حمزه اسپاهانى او را از پارسى بيرون آورد كه نامش ستارهياب است . و بدين آلت دانسته آيد وقتها . آنچ از روز و شب