تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1753

مساهمون:

ص١٧٥٣
مقاليد علم الهيئة براى اسپهد گيلانى مرزبان بن رستم بن شروين در 155 برگ نوشته است . تهذيب فصول الفرغانى براى احمد بن محمد بن كثير فرغانى در 200 برگ نوشته است . تهذيب الاقوال فى تصحيح العروض و الاطوال در 200 برگ نوشته است . تحقيق منازل القمر در 180 برگ دربارهء پژوهش منازل ماه نوشته است . در آخر مقال گفتنى است كه بيرونى نسبت به تازيان كه موجب نگونسارى مجد و عظمت سرزمين كهنسال ايران و مايه ويرانى و تباهى اين سرزمين بوده‌اند نفرت و كينه‌اى زايد الوصف داشته است . اين دانشمند نامى بامداد روز پنج شنبه سوم ذى حجه 362 هجرى قمرى 351 خورشيدى به دنيا آمده و بعد از غروب شب جمعه دوم رجب 440 هجرى قمرى 427 خورشيدى و 1048 ميلادى از دنيا رفته است . ابو سعيد فضل اللّه ابو الخير در سال 340 در ميهنه يكى از قراء خاوران ناحيه‌اى ميان ابيورد و سرخس به دنيا آمد و در همان جا وفات يافت . در علوم تفسير ، حديث ، فقه ، تصوف تبحر داشت . اهل رياضت كرامات بسيار به دو نسبت داده‌اند . كلمات و رباعيات عارفانه دارد ؛ و محمد بن المنور كتاب اسرار التوحيد را در شرح مقامات و فضائل او پرداخته است . در يكى از روزها كه ابو الخير به دربار محمود مىرفت در بازار كفشگران اسبش رميد و او را بر زمين انداخت . وى دردمند گشت و به همان علت در حدود سال 440 درگذشت . سلطان محمود ابو الخير را سخت گرامى مىداشت چنان كه يك بار از بسيارى محبّت زمين را در برابر پاى او بوسيد . ابو على سينا شيخ الرئيس شرف الملك ابو على حسين بن عبد اللّه بن على بن سينا به سال 363 هجرى قمرى 353 خورشيدى و 980 ميلادى در خرميثن تولد يافت . پدرش از مردم بلخ بود ، در زمان امارت نوح بن منصور بن نوح بن نصر بن اسماعيل سامانى امير ماوراء النهر به بخارا سفر كرد و در قريه خرميثن بخارا متصدى كارى شد . سپس در افشنه يكى از ديه‌هاى نزديك خرميثن ستاره را به زنى گرفت . عبد اللّه وقتى پسرش پنج ساله شد و قابليت تعلم يافت به بخارا بازگشت تا حسين را نزد استادى كامل به تحصيل بگمارد . نخست وى را به دانايى پرهيزگار و خداجوى سپرد تا او را قرآن و اصول دين بياموزد . از آن پس حسين به آموختن صرف و نحو ، معانى بيان و لغت پرداخت و بسى برنيامد كه در اين علوم وقوف كامل حاصل كرد . سپس در محضر محمود مساح كه در آن زمان در علم رياضى يگانه بود ، و از غايت بىنيازى وجه معاش خود را از طريق بقالى و سبزىفروشى به دست مىآورد به آموختن حساب و جبر و مقابله پرداخت و چندان ترقى كرد كه در اين علوم به مقام استاد خود رسيد . از آن پس در خدمت اسماعيل زاهد كه از افاضل فقيهان بود فقه آموخت و چون در اين علم نيز صاحب‌نظر شد در محضر ابو عبد اللّه ناتلى ( ناتل از حوالى آمل ) به فراگرفتن منطق روى نهاد و پس از مدتى چنان در اين علم پيش رفت كه با استادش