قلاع نظامى محكم داشت و در قرون اخير بر سر تصرّف آن همواره ميان ايران و هند اختلاف و دشمنى بود - همچنان كه ميان ايران و عثمانى بر سر تصاحب بغداد جنگ و ناسازگارى وجود داشت - به هند واگذار كند . چنين مىنمود كه در كار اعزام سفير دو پادشاه ايران و هند متقابلا مىكوشيدند كه ابّهت و جلال و شكوه دربار خويش را به يكديگر بنمايند . سفير هند معادل چهار ميليون هديه براى شاه و وزيران آورده بود .
نيمى از اين مبلغ پول ، و نيم ديگر پارچه و جواهر بود . جز اين ، دو ميليون براى هزينهء خود و همراهانش آورده بود . پادشاه ايران بر اثر روح سركش و آتشناكى كه سرشته با طبعش بود سفير را وادار و ناچار كرد كه در رفتار خود آرامتر و ملايمتر باشد ، و غرور از سر به در كند .
سفير از سرد رفتارى پادشاه ملول و دل آزرده گشت ، و شهريار ايران نيز متقابلا به منظور اين كه به وى بنمايد هزينهء سفر وى به عهدهء خودش نبوده نيمى از هدايايى را كه آورده بود نگرفت ، افزون بر اين كه كلّيهء پول نقدى را كه تقديم كرده بود نپذيرفت يك روز پس از اين كه اجازهء شرفيابى به وى داد هدايايى به ارزش پانصد هزار اكو كه دو ثلث آن پول نقد بود براى او فرستاد ، و سفير متقابلا از قبول آنها خوددارى ورزيد . ثلث ديگر هداياى شاه انواع جواهر ، پارچههاى زربفت ، قالى و ديگر نفايسى بود كه از ايران به هند مىبردند ، و مهمترين آنها چهل رأس اسب نژاده و گرانبها بود . و اگر اين دو پادشاه ، روشن نظر و سازگار و مسالمت جو بودند اين هدايا در نظر هر دو بزرگ و پرشكوه مىنمود . اما سفير به سختى رفتار سرد و دل شكن دربار ايران را تحمل مىكرد ؛ و علت سرد مهرى دولت ايران اين بود كه سفير آورندهء پيامى سخت ناخوشايند بود ، زيرا پادشاه هند طىّ آن درخواست كرده بود كه پادشاه ايران يكى از شهرهاى مهمّ مستحكم نظامى را به وى واگذار كند . افزون بر اين پادشاه هند در نامه تند و غرورآميزش عناوينى به خود اختصاص داده بود كه پادشاه ايران منحصرا حقّ خود مىدانست و مهمترين آنها عنوان خليفه يا جانشين پيغمبر بود . بدين جهت پادشاه ايران به سفير هند نه تنها اعتنا نمىكرد ، بل كه به وى انواع اهانت روا مىداشت ؛ و به ياد دارم يك بار كه به فرمان شاه به ديدن سفير رفته بودم از سردمهريها و خردنگريهاى شاه ايران خاطرى رنجيده و دلى پر درد داشت ؛ و شاه مرا از آن پيش وى فرستاده بود تا به او بنمايد بازرگانان معتبر از اقصى نقاط گيتى به دربارش روى مىنهند و برايش تحفهها و هداياى ارزنده
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1301
مساهمون: ژان شاردن
ص١٣٠١