مجلّلترين و باشكوهترين خيمهها را در اختيار دارد ، غالبا در هر منزل در خانههاى كوچكى كه همه داراى آب جارى و باغچه است و از آن اوست ، فرود مىآيد .
امّا هنگام پذيرايى سفيران و فرستادگان كشورهاى بيگانه دربار ايران تجملات بىنظير خود را نشان مىدهد . ايرانيان سفير را ايلچى مىنامند ، و تنها كلمهاى كه بيانگر اين معنى است همين است . از روزى كه سفير يا ايلچى پا به مرز ايران مىگذارد در شمار ميهمانان شاه محسوب مىشود . حاكم و ناظر محلّ در نكو - داشت و حرمتگزارى به وى بر يكديگر پيشى مىگيرند ، و اگر شاه در آن جا قصر اختصاصى دارد در آن ، و گرنه به انتخاب خودش در خانهاى باشكوه كه سزاوارى سكونت چنان شخصيت برجستهاى را داشته باشد پذيرايى مىشود ، و مهماندار خاصى به خدمتش مىگمارند . همهء بزرگان محل به ديدنش مىروند . او را به خانهء خود دعوت ، و هدايايى تقديمش مىكنند . در تمام منازل طول راه تا پايتخت حاكمان هر شهر ، به هزينهء دولت با حرمتگزارى هر چه تمامتر بدين سان از او پذيرايى مىكنند . در دربار نيز بدين صورت در نكوداشت وى مىكوشند ، و تا زمانى كه در ايران اقامت دارد همهء مخارجش را مىپردازند ، و به هنگام بازگشتن همين تشريفات و مراسم را دربارهء او مرعى مىدارند .
در مشرق زمين اين شيوه پذيرايى از سفيران چنان كه در نوشتههاى بسيارى محققان و جهانگردان مىخوانيم از زمانهاى بسيار قديم معمول بوده است . بنا به اعتقاد من اين عادت از آن در مشرق زمين دير دير اتفاق مىافتد ، و اين رسم كه بعضى از اروپاييان براى ارضاى حسّ كنجكاوى خود و ديدن عجايب و غرايب كشورهاى دور ، و شناختن احوال و عادات ملل مختلف راههايى دراز در پيش مىگيرند ، و به اقطار جهان سفر مىكنند ، كارى عجيب و بيهوده مىنمايد ، و بىگمان اگر روزى مردم مشرق زمين بدانند و باور كنند كه پذيرايى پر خرج سفيران و فرستادگان كشورهاى خارجى كارى بىحاصل ، و خلاف معمول اروپاييان مىباشد ، آن را ترك مىكنند .
گاه نيز سفيرانى از اروپا به ايران مىآيند كه به منظور تحميل نكردن مخارج خود بر خزينه دربارى كه به آن جا آمدهاند ، از قبول هزينهء آنها خوددارى مىورزند ، اما سفيران مشرق زمين نه از قبول مخارج روى برمىتابند ، و نه براى رد كردن آن حرفى بر زبان مىآورند .
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1299
مساهمون: ژان شاردن
ص١٢٩٩