رسم دربار ايران بر اين است كه به منظور نماياندن شوكت و شكوه و جلال خود مدتى سفيران را در انتظار تشرّف به حضور شاه ناشكيبا نگه مىدارد ، و با اين كه به كمال اشتياق ايشان آگاه است بدين كار تمايلى نشان نمىدهد . اين نيز رسم است كه سفيران پيش از شرفيابى به حضور شاه اجازه ندارند از خانهاى كه در آن ساكنند بيرون شوند ، و بنابراين مىتوان آنان را زندانى دولت ناميد .
ايرانيان بر اين باورند كه اعمال اين رسم نشان گرامى داشت و حرمتگزارى به سفير است ، و اگر پس از مدتى كوتاه تشريفات شرفيابى سفير به حضور شاه فراهم شود سفير گمان مىبرد كه دولت از پذيرايى وى خسته شده است .
در مدت نسبتا درازى كه سفير در انتظار تشرف به حضور شاه است دربار به وسيلهء مهماندار از قصد و هدف سفير اطلاع مىيابد ، تا هم شرايط پذيرايى را با مقاصدش مطابقت دهد ، و هم مضمون و مفادّ جوابى را كه بايد به او داده شود آماده دارد .
پس از آن كه سفير خواه وسيلهء درخواست كتبى ، و خواه وسيلهء نمايندهاى استدعاى شرفيابى كرد و پذيرفته شد ، روز شرفيابى را به وى اطلاع مىدهند ؛ و سفير در حالى كه دربار به كمال جلال و شكوه آراسته شده وارد مىشود . نخست به حرمتگزارى زياد تعظيم مىكند سپس اعتبارنامه و اسناد خود را تقديم مىدارد . پس از اتمام اين تشريفات به تالار كاخ سلطنتى مىرود ، در آن جا مىنشيند و در تمام مدّت روز با نهايت حرمتگزارى از او پذيرايى مىشود .
اولين بارى كه من به دربار شاه ايران بار يافتم سفير خان مغول نيز در آن جا حضور داشت . وى چندان كس به همراه داشت كه هيچ سفيرى داراى چندان خدم و حشم نبود . گر چه پادشاه ايران در سال 1660 به منظور شركت در مراسم تاجگذارى وى سفيرى به هند فرستاده بود ، اما او تا آن زمان سفير به دربار ايران اعزام نداشته بود .
سفير هند در سال 1663 با هشتهزار تن ، و چهار هزار اسب ، و هشت هزار چهارپاى باركش كه بيشتر آنها شتر بود رو به ايران نهاده بود ، و طىّ مدت شش ماه از مرز هند خود را به ايران رسانده بود . وى مدت نه ماه به انتظار صدور اجازه شرفيابى در ايران متوقف بود و در تمام اين مدت هزينهء او و همراهانش را دربار ايران مىداد .
سفير مغول كبير پيرى جهانديده ، زبانور و استوار كار بود و تربيت خان نام داشت . وى به ايران آمده بود تا از سوى پادشاه هند از شاه ايران بخواهد قندهار را كه
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1300
مساهمون: ژان شاردن
ص١٣٠٠