در حركتند . از آن پس سران سپاه كه عده آنان كمتر از چهار تن نيست مىروند . اينان تفنگهايى كه با فتيله آتش مىشود بر دوش دارند . قنداق اين تفنگها مرصّع به جواهر است ، و جلو او حاجب خاص با پنج يا شش سواركار كه اطرافش راه مىپيمايند حركت مىكند ، و از آن پس خدمتگر مخصوص كه خواجهاى بس زشت روى است ، و چون جامههاى فاخر و زيبا بر تن ، و حالتى غرورآميز دارد قبح صورتش به تمامى نمايان نمىشود ، مىرود . هفت يا هشت خواجه سراى ديگر نيز همراه ويند . هر يك اينان چند خدمتگر دارد كه پياده پيشاپيشش اسبهاى ايشان مىروند . از آن پس دو خواجه سراى بزرگ ، درست پيشاپيش پادشاه حركت مىكنند . يكى از آن دو تفنگ جواهرنشان پادشاه را بر دوش دارد ، و ديگرى كمان و تير دانش را كه آن هر دو نيز مرصّع به جواهر مىباشد .
شاه تنها در ميان هشت يا ده خدمتگر جلد و چابك سوار بر اسب راه مىپيمايد . اين خدمتگران كلاهى مزين به نوعى جيقه بر سر دارند ، و به دور كمرشان زنگهاى كوچكى آويخته شده تا صداى آنها همواره ايشان را براى خدمتگرى هشيار و آماده نگه دارد . مهتر اين خدمتگران همواره در كنار اسب شاه حركت مىكند تا هر زمان وى قصد فرود آمدن كرد ركاب را نگه دارد . لبهء زنگهايى كه خدمتگران شاه به كمر بستهاند مانند دندانههاى شانه مضرس و كنگرهدار است تا صدايى كه از آنها برمىخيزد گوشخراش نباشد .
به فاصلهء بيست قدمى دنبال شاه صدراعظم ، ناظر اعظم و ديگر جاهمندان و درباريان حركت مىكنند . گاهى شاه يكى از آنان را به همصحبتى مىخواند ، تا با او دربارهء امور مختلف جارى كشور ، يا مسائل و مطالب ديگر گفتگو كند . پس از اينها در پى هم سه يا چهار نفر جامهدار ، مسؤول آشپزخانه و آبدارباشى حركت مىكنند .
جامهدار البسهاى را كه شاه ضمن سفر به كار مىبرد حمل مىكند ، و آبدارباشى دو صندوق محتوى چند نوع آشاميدنى را كه بار اسبى كرده مىبرد .
به دنبال همه خدمتگران بزرگان كه مسؤول خدمتگرى اربابان خود مىباشند ، و خيمهدار شاه حركت مىكنند . خيمهدار خيمههاى سبك را همراه دارد تا چنانچه ميان راه شاه توقف كند آن را بىدرنگ بر پا دارد . همچنين گروهى سقّا كه هر كدام مشك بزرگى پر از آب بر دوش دارد ، و همگى پياده مىروند .
شاه معمولا روزى دو فرسخ بيش نمىرود ؛ و با اين كه بزرگترين و
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1297
مساهمون: ژان شاردن
ص١٢٩٧