است ، و از آن پس خيمهاى وجود ندارد ؛ و خيمهء مخصوص پذيرايى در ميدانى به مساحت صد و پنجاه تا دويست پاى مربع و در جوار كشيك خانه يا پاسدارخانه است . اين خيمه نيز جزو خيام شاه به شمار مىآيد ، و پاسداران شب و روز در آن جا نگهبانى مىكنند .
بزرگان روزى دو بار در آن جا اجتماع مىكنند تا شاه از حرمسرا بيرون آيد و آنان را نزد خود بخواند يا فرمانها و پيغامهاى خود را به آنان بفرستد . در همين محل بزرگان در حضور شاه به مشورت مىنشينند ، و دربارهء مهام مملكت تصميم مىكنند .
روزهايى كه جلسات مشورتى تشكيل مىگردد پاسداران از پاسگاه تا خيمهء شاه در دو صف روياروى هم مىايستند و نگهبانى مىكنند . خيمهها و منزلگاههاى مهمّ با خيمههاى ديگر به بلندى هشت قدم به مثابهء ديوارى محصورند و حفاظت مىشوند .
خيمهها چنان استوار و محكم بر پا شدهاند كه شديدترين باد و توفان آنها را از جا نمىكند . آستر داخل بيشتر آنها يا از كتان سرخ يا كتان بنفش است . آستر برخى نيز به تناسب مقام و شخصيت صاحب خيمه برخى اطلس و بعضى پارچههاى زرتار است .
ميان اردوگاه بازارچهايست كه داراى كوچههاى مستقيم مىباشد ، و چنان به نظم سازمان يافته كه هر كس مىداند آنچه را مىخواهد از كدام دكان بخرد ، و آن دكان در كدام قسمت اردوگاه است .
هر زمان شاه به قصد راهپيمايى از خيمه بيرون مىشود دستهاى از سربازان موسوم به جزايرى كه همه افرادى چابك و چالاكند ، و شمارشان افزون بر صد و پنجاه تا دويست تن مىباشد و نگهبانان خاص مىباشند ، پيشاپيش وى به حركت درمىآيند .
سپس يكى از ميرآخران كه جلودار ناميده مىشود در حالى كه دهنهء هفت يا هشت اسب را دارد جلوتر از مسؤولان اصطبل حركت مىكند . ساز و برگ برخى از اين اسبها مرصّع به جواهر گرانبها و بعضى از زر ناب است . بعد آنها علمدارباشى است كه يك بيرق بزرگ و پنج يا شش بيرق كوچك بر دوش دارد ، و من يك بار ديدم كه علمدارباشى به جاى علم بزرگ نوعى چتر آفتابى كه رنگش ارغوانى بود و دستهء بلند داشت ، مىبرد . پس از آن ميرشكار كه هفت قوشچى به همراه دارد مىرود ، و هر يك از قوشچىها بازى بر دست دارد . سپس سگبان باشى است كه به فرمان وى چند تن سواركار يك دسته سگ شكارى را هدايت مىكنند . همهء اين افراد به فاصلهاى معيّن
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1296
مساهمون: ژان شاردن
ص١٢٩٦